منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

بهار کیست، بهار چیست؟/طنز


بسم الله الرّحمن الرّحیم



زنده باد بهار! زنده باد بهار! زنده باد بهار! گویان احمدی نژاد در ظهر 22 بهمن امسال در میدان آزادی.


استقبال از مشایی و احمدی نژاد در فرودگاه مهرآباد در 21 بهمن امسال.

پیرو رایج شدن شعار زنده باد بهار زنده باد بهار زنده باد بهار، به سؤال زیر پاسخ دهید، بگویید مراد از کلمه ی بهار در این شعار چیست؟

1- نام نوه ی مشترک اسفندیار رحیم مشایی و محمود احمدی نژاد است.

2- نام فصل اول سال است.

3- به وضعیت خاصی در سال می گویند که اگرچه در بهمن واقع شده ولی حال و هوای بهاری دارد، مثل 22 بهمن امسال.

4- نه ظاهرش و نه باطنش ربطی به بهار ندارد؛ وضعیتی است که باطنش پر است از طوفان و بوران و سرما و ظاهرش سرشار است از جزغالگی و بوی سوختگی و فیلم های سوخته و دماغ سوخته و آفتابه ای که آبی ندارد که آب را بریزی جایی که می سوزد.

5- هیچ کدام؛ بهار یک شعار است که قرار است در مناسبت های خاص و در مکان های خاص و از بلندگوهای ملت شریف ایران و در جهت اعتلای انسانیت و سرافرازی مردم جهان و یکانگی و رحمت و معرفت و لطافت و نعمت و مهربانی، در راستای پیروزی در انتخابات 92 در اذهان مردم ثبت شود تا آرا از اقصا نقاط مملکت به نفع آن مهندس که خیلی خیلی مهنّس و فهمیده و با کمالات و با جمالات و خوش لباس و عالی و متعالی و باهوش تر و بهتر از بافنده ی قالی و به این باحالی و با پشتیبان مالی، بتواند من کنت مولی فهذا مهنّس مولاه را در سال 1392 خورشیدی به نحوی اهورا رهروانه و کوروش مدارانه و ایران مکتبانه زنده کند نه چون یک دیوانه سر بر آورده از یک سربسته هندوانه.

6- بهار نام دختری است که ا. ر. م. در جوانی دلبسته ی او بوده و حالا دارد برایش پیغام می فرستد که من هنوز تو را آهوش گریز پای دشت دلم می دانم و تو رو خدا بگرد و ان شاء الله ما شاء الله هزار ما شاء الله چشم نخوری ان شاء الله و زنده باشی تا به هم برسیم وقتی که زور هیچ کس به ما نمی رسد و من رئیس جمهور شده ام.

7- رمز جدید فتنه است؛ خیلی فتنه انگیزتر از انتخابات آزاد. بناست تا سخنرانی احتمالی رهبری مبنی بر این که "مگر می شود در زمستان بهار باشد ... مگر تا حالا 22 بهمن های ما در این 34 سال خزان بوده که حالا آمده اید بهار بهار می کنید ... مگر تا الآن مرده بده که این گونه چندین و چند بار در نیم ساعت هی می گویید زنده باد زنده باد ... مگر ما بهار ندیده ایم که این گونه می گویید زنده باد بهار زنده باد بهار ... مگر ما نمی فهمیم که برخی چرا در فرودگاه به بعضی دیگر می گویند که زنده باد بهار و بعد با همان شعار فردای آن روز و با همان پلاکارد می روند و سخنرانی رئیس مجلس را در قم بر هم می زنند و به وی که شخصی مؤمن است مهر پرتاب می کنند!


8- نام یک روزنامه است که هیچ ربطی به گروهک های انحرافی و قدرت های منحرف ندارد و اصلاً از حلقه های وصل اصلاح طلبان و انحرافیون نیست و نه فتنه است و نه جریان منحرف.

9- رمز مشترک کسانی است که از قضا در 21 بهمن به استقبال رئیس جمهور و مشایی می آیند و از قضا یک روز بعد در حرم حضرت معصومه با همان پوسترها سخنرانی رئیس مجلس را با پرتاب مهر و شعارهای مکرر قطع می کنند.


برچسب‌ها: اسفندیار رحیم مشایی, محمود احمدی نژاد, زنده باد بهار, سخنرانی 22 بهمن 91 احمدی نژاد
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۲ساعت 23:59  توسط احسان رستگار   | 

وحدت سیما با ماموستا ملاقادر و وحدت شطرنجی با هاشمی


به مناسبت هفته ی وحدت؛

رفتار دو گانه ی صدا و سیما در وحدت آفرینی


بسم الله الرّحمن الرّحیم


به مناسبت هفته ی وحدت، به ذهنم رسید تا مطلبی هر چند مختصر در این باره بنویسم. البته پیرامون مضامینی هم چون وحدت، آشتی، اتحاد و امثالهم باید مفصل و مستمر نوشت، ولی به طور خاص در این یادداشت، می خواهم پیرامون همان هفته ی وحدت مرتبط با وحدت شیعه و سنی بنویسم.

داشتم اخبار می دیدم، ناگهان یک روحانی را نشان داد که از جهت ظاهری خیلی شبیه آقای هاشمی بود. بعد زیر نویس «ماموستا ملاقادر قادری» زیر نام وی درج شد. فهمیدم که از علمای اهل سنت است. وی امام جمعه ی پاوه بود. ناگهان یک واقعیت تلخ ذهنم را مشغول کرد و آن این بود که چرا ماموستا ملاقادر به عنوان امام جمعه ی پاوه، در سیمای جمهوری اسلامی مجال صحبت هرچند کوتاه دارد، ولی آقای هاشمی به عنوان امام جمعه ی چند دهه از انقلاب، سیمایش در سیمای جمهوری اسلامی ایران، در حد تصاویری شطرنجی یا محو در 20:30 یا با نیش و کنایه به نمایش در می آید. چند نکته در این باب به ذهنم رسید:

1- ماموستا ملاقادر به نظام نزدیک تر است یا هاشمی رفسنجانی؟ ماموستا ملاقادر امام جمعه ی فعلی پاوه است و سنی، هاشمی رفسنجانی امام جمعه ی چند ده ساله ی موقت تهران است و رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، دوست دیرین و همراه همیشگی رهبری و یار امام و البته شیعه ی اثنی عشری که البته صرفاً جهت یادآوری عرض کردم و نه تبعیض؛ چون برخی واقعاً گاهی فراموش می کنند که آقای هاشمی، در حکم برادر مؤمن شیعه شان است.

2- چرا رسانه های بیگانه پس از راه پیمایی نه دی 88 که آقای هاشمی از آن پس بیشتر در مورد نه دی موضع گیری کرد و در راه پیمایی 22 بهمن حاضر شد، این قدر او را آماج حملات قرار دادند و وی را نماد سازش و مصلحت اندیشی و بزدلی قلمداد کردند؟ چطور وقتی برخی جملات ایشان مورد بهره برداری آن ها قرار می گیرد، ما این را نشانی در جهت منحرف بودن یا بی بصیرت بودنش می شماریم، ولی اگر او را تخریب نماید، ما انگار نه انگار؟!

محسن رفیق دوست در مصاحبه ای در سال 89 عنوان کرد: من پس از راهپيمايي 22 بهمن خدمت آقاي هاشمي رسيدم. علي رغم شعارهاي تندي كه عليه ايشان داده شد، آقاي هاشمي گفت من بعد از اين دو راهپيمايي خيلي ابتهاج پيدا كردم چرا كه ديدم همه شعارها در حمايت از رهبري، امام(ره) و انقلاب بود.

وي تاكيد كرد: آقاي هاشمي در تمامي ديدارهايشان استدلالشان اين است كه تكليف شرعي همه حركت پشت سر رهبري است"

هم چنین آقای هاشمي رفسنجاني در تاريخ 12 دي ماه در ابتداي جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخناني از حضور گسترده مردم سراسر كشور در راهپيمايي حمايت از نظام و ولايت و رهبري قدرداني كرده و آن را خنثي كننده توطئه معاندين عليه اصل نظام و اصل ولايت فقيه دانسته و گفته بود: «نظام اسلامي با تكيه بر مردم پيروز شد و تداوم يافت و ان شاء الله ادامه خواهد داشت و اميدوارم هتاكان از اين حضور معنادار مردم درس عبرت بگيرند.»

به گزارش پايگاه اطلاع رساني آيت‌الله هاشمي رفسنجاني؛ وي در تاريخ 4 اسفند ماه نيز در نطق افتتاحيه هفتمين اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان رهبري با اشاره به حضور گسترده و معنادار مردم در نهم دي و 22 بهمن اين حضور را نشانه‌اي از بهتر شدن وضع همدلي در کشور ناميد.

در جلسه ی 29 دی ماه 1391 آقای هاشمی با جمعی از دوست داران شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام، یکی از بزرگان مجلس، خطاب به آقای هاشمی، شوخی تلخی می کند: "آقای هاشمی! دیگه سالی یکبار هم تلویزیون نمی آین؟. ای کاش سهم بزرگان انقلاب از صداوسیما روز بروز بیشتر آب نمی رفت.  بالاخص در ایام شکوهمند پیروزی انقلاب. مردم سالی یکبار که حق دارند تصویر بزرگان انقلاب را ببینند و این ماجراها را بخوانند. ندارند؟!"

3- درست است که آقای هاشمی تأکید داشتند بر انتخابات آزاد و رهبری این عمل ایشان و هم نظران ایشان را در چارچوب زمین بازی دشمن تشخیص دادند، ولی بعد از تذکر رهبری، دیگر وی صحبتی از انتخابات آزاد به میان نیاورد. ضمن این که نمی دانم دیگر تذکر آقای جنتی با آن ادبیات چه حکمت و خاصیتی داشت. این که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بگویی گردن کلفت، اصلاً شایسته نیست از امام جمعه ی موقت تهران سر بزند؛ امام جمعه ای که بر اساس سنت رایج، همواره اول خودش را و بعد هم نمازگزاران را به ورع و تقوا دعوت می کند.

4- این که ما این قدر شخصی مانند آقای هاشمی را که قطعاً تفاوت هایی عمده با سران فتنه دارد، عملاً ممنوع التبیین کرده و هیچ نظر و حرفی از وی را از صدا و سیما منعکس نکنیم، هیچ نفعی برای نظام و مردم ندارد. به هر حال فعلاً وی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است و نظراتش هم از جانب سایت شخصی وی و نیز توسط سایت ها و خبرگزاری های متنوع از طیف های متفاوت و مخصوصاً در مطبوعات نیز به طور گسترده و ویژه منتشر می شود. پس این رویکرد غلط صدا و سیما، فقط موجب افزایش بی اعتمادی و کاهش قدرت نفوذ مجهزترین و وسیع ترین رسانه ی کشور می شود که ایضاً این هم اصلاً نه به صلاح نظام است و نه مردم.

پس نهایتاً اگر آقای عزت الله ضرغامی تصمیم بگیرد، علاوه بر امثال ماموستا ملاقادر قادری، نمونه ی مشابه وی -لااقل از جهت ظاهری- یعنی آقای هاشمی را هم چند وقت یک بار در سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان دهد، هم برای سیما و آقای ضرغامی بهتر است و هم برای دلسوزان نظام. فاصله اندازی بین هاشمی و امثال وی (نه سران فتنه) با مردم و نظام، هیچ حقانیتی ندارد؛ وقتی وی فرزندانش را به قانون سپرده و شخصاً هم فتنه گری نمی کند، چرا باید در عمل (نه صریحاً) ممنوع التبیین (بایکوت) باشد؟!



بعد التّحریر:

همین خبر در سایت خبری-تحلیلی «نیمروز»



برچسب‌ها: آیت الله هاشمی رفسنجانی, ماموستا ملاقادر قادری, صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران, عزت الله ضرغامی
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۱۱/۰۶ساعت 23:59  توسط احسان رستگار   | 

مگر نطق نمایندگان مجلس،برنامه شب به خیر كوچولوست؟!


90 دقیقه پیش از شروع 90 دقیقه رئیس جمهور

ترک مجلس احمدی نژاد پس از سخنرانی اش، توهین به ملت است


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس سیاسی سایت خبری-تحلیلی «نیمروز»:

احمدی نژاد امروز برای دومین بار در مجلس نهم حاضر می شود که البته در کل دوران ریاست جمهوری وی، این اولین حضور داوطلبانه ی وی به شمار می آید.

در این باره طی چند روز گذشته، تحلیل ها و اخبار متفاوتی مطرح شده است، اما آن چه محل بحث ماست، یک طرفه بودن این گفت و گو از جانب رئیس جمهور است.

هیأت رئیسه ی مجلس در نامه ی فوری فوق که در جواب به نامه لطف‌الله فروزنده معاون پارلمانی رئیس‌جمهور مبنی بر سخنرانی احمدی‌نژاد ارسال شده، موافقت خود را با حضور یک ساعت و نیم وی اعلام کرد.

در این نامه اشاره شده که نمایندگان مجلس پس از سخنرانی احمدی‌نژاد سخنرانی خواهند داشت و انتظار می‌رود رئیس‌جمهور به سخنان نمایندگان گوش کند.

همان طور که مشخصاً در نامه ی فوق، ذکر شده، مجلس صریحاً توصیه اش پیرامون استماع سخنان نمایندگان پس از اتمام سخنرانی رئیس جمهور را به وی یادآور شده است، اما احمدی نژاد در نشستی که یکشنبه شب با مجمع نمایندگان استان آذربایجان شرقی داشت، اصرار خود مبنی بر متکلم وحده بودن در مجلس را اعلام کرد. این در حالی است که برنامه‌ریزی هیات رییسه این است که نمایندگان هم در این جلسه صحبت کنند. رییس‌جمهور در این رابطه خطاب به نمایندگان گفتند رادیو باز است و ما همیشه صحبت‌های شما را می‌شنویم، در مقابل بعضی نمایندگان هم گفتند ما هم سخنان شما را در صداوسیما می‌شنویم، اما برای تعامل بیشتر می‌خواهیم این ارتباطات البته با سعه صدر تقویت شود.
اگرچه تا 90 دقیقه ی دیگر، سخنرانی رئیس جمهور در مجلس آغاز می شود، ولی نیمروز بر اساس رسالت رسانه اش واجب دید تا این نکات را یادآور شود. حتی بعد از تحقق این گفت و گوی یک طرفه، باز هم شنیدن این موارد خالی از طرف نیست. از آن جا که رئیس جمهور 90 دقیقه صحبت می کند و می رود، نیمروز نیز در انجامی عملی خلاقانه، 90 دقیقه پیش از نطق احمدی نژاد، نظرش را در این باره اعلام می دارد:
1- بسیار تأمل برانگیز است که رئیس جمهور در هر دو بار احضارش به مجلس جهت طرح سؤال، نهایت سعی اش را به کار برد تا نمایندگان را متقاعد سازد تا امضایشان را پس بگیرند، اما این بار خود دست به کار شده تا به مجلس بیاید. در ظاهر شاهد دو عمل متناقضیم، اما در باطن دقیقاً این دو عمل مشابهند. وجه شبه جلسات حضور اجباری برای سؤال و درخواست حضور اختیاری از جانب رئیس جمهور برای صحبت با نمایندگان،  وجه تطمیع آن است. در همه ی نشست هایی که چه برای اقناع نمایندگان پیش از اجرای طرح سؤال و چه اکنون برای سخنرانی در مجلس بر اساس اصل 70 قانون اساسی، احمدی نژاد، معاونت پارلمانی وی و نمایندگان هم طیفش در مجلس، سعی بر این بوده تا با هر ترفند ممکن، در طرح سؤال نمایندگان امضایشان را پس بگیرند و در این سخنرانی -که پیرامون طرح هدفمندی یارانه هاست- با دولت هم صدا شوند و مجوز ادامه ی مرحله ی دوم طرح را صادر کنند.
پس هنوز هم از ویژگی های مسلم این دولت، رابطه ی سود محور اش با مجلس است؛ هر جا بخواهد قوانین رسمی مصوب مجلس را اصلاً قانون نمی داند و هر جا به نفعش باشد، حتی برای رایزنی و چانه زنی حاضر است داوطلبانه در مجلس حاضر شود.

2- رئیس جمهور در اسفند سال گذشته که در مجلس حاضر شد نیز با توهین آمیز ترین ادبیات ممکن، نمایندگان مجلس و طراحان سؤال را تحقیر کرد و مجلس را ترک نمود. از اتهام فوق لیسانس گرفتن طراح سؤال با شاسی بگیرید تا این که نظر ما این است که مجلس در رأس امور نیست و شما هم نظر خودتان را بگویید و برای ما هم در حد یک کلمه حق آزادی قائل شوید! این بار نیز که رئیس جمهور می خواهد در مجلس حاضر شود، تحقیر شأنیت مجلس در قالبی دیگر متجلی شده است؛ گفت و گوی یک طرفه با نمایندگان! رئیس جمهور گفته که بعد از سخنرانی اش مجلس را ترک خواهد کرد. در جلسه ی دو شب پیش رئیس جمهور با  مجمع نمایندگان استان آذربایجان شرقی، وی پس از شنیدن درخواست نمایندگان پیرامون عدم ترک مجلس پس از اتمام سخنرانی اش، گفته که من با قید و شرط در مجلس حاضر نمی شود و بعد هم به شوخی اشاره کرده: رادیو باز است و ما همیشه سخنان شما را می شنویم و نمایندگان هم در جواب گفته اند: ما هم سخنان شما را در صداوسیما می‌شنویم، اما برای تعامل بیشتر می‌خواهیم این ارتباطات البته با سعه صدر تقویت شود.
در این جا نیمروز وظیفه ی خود می داند تا شأنیت مجلس و نمایندگان ملت را به رئیس جمهور و همفکرانش یاد آور شود و خاطرنشان کند که: آقای رئیس جمهور! نظرات و صحبت های نمایندگان مگر نوای آرام و پیش از خواب شب به خیر کوچولوست که محض خالی نبودن عریضه و از روی مجبوری جهت بستن پلک ها می خواهید آن را از رادیو بشنوید؟ گویا واقعاً آقای احمدی نژاد این سخنرانی 90 دقیقه ای را با بازی 90 دقیقه ای فوتبال اشتباه گرفته اند که پس از اتمام 90 دقیقه، زمین را ترک کنند! حتی در همان فوتبال هم در 90 دقیقه هر دو طرف بازی می کنند نه یک تیم. بلا تشبیه مثل این است که تیمی 90 دقیقه به تنهایی در زمین بازی کند و بعد هم بگوید برای تصمیم درباره ی نتیجه ی بازی، تیم مقابل ما هم بیاید در زمین و 90 دقیقه بازی کند و بعد ما اگر وقت کردیم فیلمشان را می بینیم و به آن ها نتیجه را اطلاع خواهیم داد. تحقیر از این بیشتر؟!
وقتی پس از تذکرات پی در پی رهبری پیرامون حفظ آرامش و دوری از دامن زدن به تنش در فضای سیاسی کشور، رئیس جمهور خود این گونه اصرار دارد تا فضای تعامل و دوستی با مجلس را به سمت فضای تقابل و تحقیر سوق دهد، دیگر چه توقعی از نمایندگان مردم داریم تا مدام اصرار داشته باشد تا کوتاه بیاید و همیشه طرف صلح و صفا را بگیرد؟ 
3- این که رئیس جمهور هنوز هم متکبرانه خود را پاسخگو نمی داند و اصرار دارد تا به همه بفهماند که فوق کل ایدیهم است، تنها فضای نا آرام سیاسی کشور را متشنج می کند و در این صورت اگر مجلس در مقام دفاع از شأنیت جایگاه خود و حفظ اقتدار خود بر بیاید، کاملاً قابل دفاع است.
4- بر اساس آمار و ارقام و سوابق نمایندگان محترم مجلس نهم، کاهش سابقه ی فعالیت های سیاسی نمایندگان این دوره نسبت به دوره های قبلی کاملاً مشهود است. از این رو هیچ بعید نیست که احمدی نژاد با ادبیات منحصر به فرد و ترفندهای بکرش، نمایندگانی را که کم تر در فضای سیاسی پایتخت بوده اند و با سیاست مردان ارشد نظام تعامل داشته اند را تحت تأثیر قرار داده و عملاً ورق رأی مجلس در مورد مرحله ی دوم هدفمندی یارانه ها را به نفع خود برگرداند.
5- همان طور که حضور رئیس جمهور پیرو طرح سؤال اسفند 90 در مجلس، حداقل ثمره اش اصلاح آیین نامه ی سؤال از رئیس جمهور بود، به نظر می رسد مجلس باید فکری هم به حال آیین نامه اش و نیز اصل 70 قانون اساسی کند تا گفت و گوی یک طرفه که می تواند به راحتی دست مایه ی تحقیر وتمسخر مجلس باشد، از قوانین حذف شود. البته قاعدتاً و عقلاً قانون گذار گمان نمی کرده که رئیس جمهور به اندازه ی 1 ساعت برای نمایندگان ارزش قائل نشود که سخنانشان را بشنود و بگوید از رادیو یا در ماشین خواهم شنید، ولی در این هفت سال تجربه ثابت کرده که اگر روزنه های قانونی مسدود نشوند، این روزنه ها پس از مدتی به حفره ای عمیق و سوراخی وسیع تبدیل خواهد شد به اندازه ی یک دروازه که دیگر به این راحتی ها نمی توان برای آن روزنه ی سوراخ شده، دروازه طراحی کرد. پس بهتر همان است که تا بزرگ تر نشده، با یک چوب پنبه، این دست معایب مرتفع گردند.
6- برای راستی آزمایی و محک زدن میزان تغییر رویکرد رئیس جمهور به مجلس، پیشنهاد می شود تا 5 ماه باقی مانده، مجلس هم یکی دوبار رئیس جمهور را به صحن علنی دعوت کند تا ببینیم آیا رئیس جمهور حاضر می شود با علاوه بر حضور با کارت دعوت خود نوشته، این بار با دعوت نمایندگان مجلس در بهارستان حاضر شود یا خیر.


بعد التّحریر:


برچسب‌ها: محمود احمدی نژاد, مجلس شورای اسلامی, سخنرانی احمدی نژاد برای مرحله دوم هدفمندی یارانه ه, طرح سؤال از رئیس جمهور
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۷ساعت 7:25  توسط احسان رستگار   | 

فیس بوک حامیان مشایی:اتحاد آیات شیطان (مصباح و هاشمی) برای سقوط دولت+تکذیبیه دولت


بسم الله الرّحمن الرّحیم


دیروز عکس زیر از صفحه ی فیس بوک مذکور توسط یکی از دوستان به ایمیلم ارسال شد که بسیار برایم عجیب بود. از آن جا که مأموریم تا به ظاهر حکم کنیم، به عنوان یک تلنگر، مطلب زیر را بر اساس همان عکس نوشتم.


احسان رستگار، سرویس شبكه های اجتماعی سایت خبری-تحلیلی «نیمروز»:

دیروز یكی از صفحات مطرح منتسب به حامیان مشایی در فیس بوك، عكس آیت الله مصباح یزدی را در كنار آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر كرد و در زیر آن، جملات زیر را درج كرد:

فحاشی به آیت الله مصباح و هاشمی در صفحه منتسب به حامیان مشایی

"اتحاد آیات شیطان ، برای ساقط كردن تنها دولت متبوع ولایت و نزدیك به نظر و خواست امام خامنه ای (ارواحناه فدا) بعد از انقلاب اسلامی ایران"

علی رغم تأكیدات مقام معظم رهبری در راستای وحدت و خودداری از دعواهای سیاسی، بسیار عجیب است -كه گروهی كه گویا از حامیان نزدیك اسفندیار رحیم مشایی هستند و صفحه ای فعال را برای وی در فیس بوك راه اندازی كرده اند- چرا این قدر اصرار دارد تا فضای سیاسی كشور را متشنج كند؛ آن هم با توهین به روحانیت و مرجعیت تقلید! 

تا كنون سابقه نداشته كه در فضای داخلی، طیفی كه در داخل حاكمیت به شمار می آید و حتی گروه های اپوزیسیون، این گونه با صراحت و الفاظ تندی مانند آیات شیطان، دو تن از افراد مشهور كشور كه یكی از روحانیون نامی، شاخص و فعال کشور است و دیگری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را این گونه خطاب كند.

به نظر می رسد این طیف نوظهور سیاسی، قصد دارد تا با برچسب زنی به همه ی گروه های مخالف و منتقدش، خود را به عنوان جریانی جسور و بی تعارف -حتی با مراجع تقلید و روحانیون- معرفی كند؛ با خیال این كه نظر گروهی از افراد ساختار شكن را به خود جلب نماید.

نكته ی تأسف برانگیز در حركات این گروه، منتسب كردن خود به مقام معظم رهبری است؛ در حالی كه با لحاظ كردن موضع گیری ها و نظر رهبری در مورد دوستی ایران با مردم رژیم صهیونیستی (كه از نظرات آقای مشایی است)، مكتب ایرانی و نظر مندرج ایشان در حكم حكومتی عزل مشایی، به عقیده ی اكثریت عقلا و كارشناسان، اصلاً مثبت ارزیابی نمی شود.

نكته ی دیگر همان خط همیشگی مردود دانستن همه ی طیف ها و دولت ها جز این دولت است كه نشان دهنده ی عدم پایبندی این جریان به حفظ آرامش كشور و عدم دامن زدن به نزاع های جناحی در فضای حساس فعلی كشور است.

نیمروز پیشنهاد می كند با وجود شاذ بودن این نوع موضع گیری، توضع می رود كه حامیان مشایی و یا شخص وی در صورت بی نسبت بودن با این صفحه، اعلام برائت كنند. از آن جا كه نفس موضع گیری تند طیف دولت با آیت الله مصباح و نیز هاشمی مسبوق به سابقه بوده است، توقع می رود كه حامیان مشایی و یا نمایندگان ایشان، نسبت خود را با این رویكرد و اظهارات تند مشخص نمایند.


بعد التّحریر: تکذیبیه دفتر ریاست جمهوری

احسان رستگار، سرویس وبگردی سایت خبری-تحلیلی «نیمروز»:

پیرو پیشنهاد نیمروز، خبر زیر در ساعت 21:50 شنبه، روی خروجی سایت شبکه ی ایران قرار گرفت.


دستگاه تبلیغاتی وابسته به مخالفان، پس از ناکامی های مکرر در حملات مستقیم به دولت، اکنون به جعل عنوانِ طرفداری از دولت و یاران دکتر احمدی نژاد و فعالیت در فضای سایبری روی آورده است


شبکه ایران / انتساب صفحات ایجاد شده در شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، به مقامات ارشد دولت از جمله مهندس اسفندیار رحیم مشایی تکذیب شد.

در این باره محمد شیخان، سرپرست معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور، در گفتگو با شبکه ایران گفت: اخیرا برخی افراد و گروههای سیاسی، با هدف تخریب چهره آقای مهندس مشایی، صفحاتی را تحت عناوین مختلف در شبکه های اجتماعی راه اندازی کرده و با انتشار مضامین توهین آمیز به شخصیت های حقیقی و حقوقی در این صفحات، در صدد ترسیم تصویری نادرست از شخصیت و مشی سیاسی و اخلاقی مهندس مشایی هستند.
وی ضمن رد انتساب این گونه صفحات به رییس دبیرخانه جنبش عدم تعهد، خواستار برخورد جدی دستگاه های ذیربط با انتشار دهندگان توهین و افترا شد.
شیخان ضمن ابراز تاسف از تشدید تبلیغات تخریبی علیه دولت خدمتگزار گفت: دستگاه تبلیغاتی وابسته به مخالفان، پس از ناکامی های مکرر در حملات مستقیم به دولت، اکنون به جعل عنوانِ طرفداری از دولت و یاران دکتر احمدی نژاد و فعالیت در فضای سایبری روی آورده است که البته این حربه نیز با هوشیاری مردم و پیگیری دستگاه های ذیربط به شکست خواهد انجامید.



برچسب‌ها: فیس بوک مشایی, فیس بوک, آیت الله مصباح یزدی, آیت الله هاشمی رفسنجانی
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۴ساعت 0:21  توسط احسان رستگار   | 

تحریف تاریخ شورای انقلاب اسلامی در هفته نامه آسمان


به مناسبت سالروز تأسیس شورای انقلاب اسلامی به دستور امام خمینی

آقای شیبانی!شهید مطهری اولین رئیس شورا بود


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس سیاسی سایت خبری-تحلیلی نیمروز:


هفته نامه ی «آسمان» در شماره ی 42 خود (آذر 91)، در بخش تاریخ خود، پرونده ای 8 صفحه ای با عنوان «شورای انقلاب، بعد از انقلاب» منتشر كرد كه در این پرونده با رویكردی ظریف ولی موذیانه، به تحریف تاریخ پرداخته است. این پرونده آسمان كه به مناسبت 22 دی ماه، سالروز تأسیس شورای انقلاب به دستور امام خمینی تهیه شده است، به ظرافتی زیركانه، طبق معمول حتی به تاریخ هم رحم نمی كند به گونه ای كه تاریخ روایت شده در آن مشخصاً واقعی-اصلاحاتی است؛ یعنی تركیبی از شرح ما وقع و آن چه اصلاح طلبان آرزو داشته اند واقع شود.



در صفحه ی سوم این پرونده و 63 این شماره آسمان، موقعیت اعضای برجسته ی شورای انقلاب مورد بررسی قرار می گیرد؛ شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، آیت الله موسوی اردبیلی، مقام معظم رهبری، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله طالقانی، آیت الله محمدرضا مهدوی كنی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، عزت الله سحابی، سرلشكر قرنی، ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده به ترتیب افراد مؤثر و عضو در این شورا هستند.

در بررسی نقش اولین شخصیت مؤثر در شورای انقلاب، آسمان لاجرم به جایگاه بی مثال شهید مطهری می پردازد. از آن جا كه همه ی اعضای این شورا و نیز مستندات تاریخی به این امر شهادت می دهند كه شورای انقلاب، پس از سفر دی ماه شهید مطهری به پاریس و دیدار با امام در نوفل لوشاتو، پس از گزارش شرایط و وضعیت داخل ایران، پیشنهاد تشكیل شورای انقلاب را مطرح می كند كه امام نیز پیرو آن حكمی مبنی بر تشكیل این شورا، صادر می كنند.

تا این جای داستان نقل شده در آسمان، مطابق واقعیت است، اما در انتهای بخش معرفی نقش شهید مطهری -به عنوان مؤسس شورای انقلاب- آسمان طاقت نمی آورد و طناب پوسیده ای را دستاویز خود قرار می دهد كه آن هم از ساخته و پرداخته های ذهن همین طیف سیاسی است. در انتهای ستون شهید مطهری آسمان می نویسد: "... از زمان تشكیل شورای انقلاب تا شهادتش، نقش كلیدی در این شورا داشت به گونه ای كه حتی بسیار مشهور شده كه تا زمان شهادت رئیس شورا بود، اما بنا بر گفته ی اعضای شورای انقلاب، آیت الله طالقانی اولین رئیس شورای انقلاب بوده است. ..."

منبع مطلب فوق كه «اعضای شورای انقلاب» ذكر می شود، كاملاً از جهت عقلایی و مستندات تاریخی مردود است. عباس شیبانی كه از افراد حاضر در جلسات شورای انقلاب (به عنوان منشی جلسات) بود، در مصاحبه ای در تاریخ 22/10/81 با عباس سلیمی نمین، رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، جملاتی را بیان می كند كه پس از آن منبعی تلقی می شود برای تحریف تاریخ. بخشی از گفت و گوی سلیمی نمین با شیبانی در این گفت و گو به شرح زیر است:

"*سلیمی‌نمین: در تاریخ است كه عمدتاً "آیت‌الله مطهری" اعضای هسته‌ مركزی را دعوت می‌كردند؟ 
دكتر شیبانی: نه! پنج نفر اولیه كه آقایان مطهری، بهشتی، باهنر، هاشمی و موسوی اردبیلی بودند ظاهراً از امام (ره) دستور داشتند كه به اتفاق آرا افراد دیگری را به "شورای انقلاب" دعوت بكنند و ظاهراً نظر امام (ره) این بوده كه به طور مساوی از افراد "كلاهی و معمم" برای عضویت در "شورای انقلاب" دعوت شود. 
*سلیمی‌نمین: قبل از این كه به سفر "انگلستان" بروید، در هیچ كدام از جلسات "شورای انقلاب" شركت نكردید؟ 
دكتر شیبانی: خیر. در هیچ یك از جلسات نبودم. 
*سلیمی‌نمین: یعنی شما دعوت شدید و بعد بلافاصله به "شورای انقلاب" تشریف بردید؟ 
دكتر شیبانی: جزوه‌هایی دادند من خواندم و بعد به "انگلستان" رفتم و دیگر با آنها در تماس نبودم. یك ماه و اندی بعد كه "انقلاب" پیروز شد، به ایران برگشتم. 
سلمیی‌نمین: آیا قبل از این كه شما دعوت بشوید، جلسات مستمری وجود داشته است؟ 
دكتر شیبانی: قبل از عضویت من، جلساتی بوده است. یك بار هم كه آقای طالقانی برای شركت در جلسه می‌رفتند، تا نزدیك جایگاه رفتیم كه ایشان ‌گفت: "این جلسه‌ای است كه نمی‌خواهد شما بیایی." مسلماً آن 5 نفر با هم جلساتی داشته و برای پیروزی "انقلاب" برنامه‌ریزیهایی كرده بودند. 

...

*سلیمی‌نمین: در 12 فروردین كه آیت‌الله مطهری شهید شدند، از سوی "شورای انقلاب" اعلام شد كه "رئیس شورای انقلاب" به شهادت رسیده است. چگونه با وجود این كه قبلاً بحث ریاست آیت‌الله طالقانی بود، بعد از شهادت آیت‌الله مطهری اعلام شد كه ایشان "رئیس‌ شورای انقلاب" بوده‌ است؟ 

دكتر شیبانی: ظاهراً روزنامه‌ها این مطلب را نوشتند، چرا كه روزنامه‌ها كسان دیگری را هم جزو "شورای انقلاب" می‌دانستند، در حالی كه آن افراد جزو "شورای انقلاب" نبودند و این استنباط روزنامه‌ها بوده است. البته، فرد اصلی مورد اعتماد امام (ره)، شهید مطهری بود و به تبع وی دیگران مطرح بودند، ولی در زمان حیات آیت‌الله مطهری، آقای طالقانی ریاست "شورای انقلاب" را بر عهده داشتند. 

*سلیمی‌نمین: با توجه به این كه "آقای مطهری" میان آن پنج نفر هم محوریت داشته و شاخص بودند؟ دكتر شیبانی: بله. پس از بازگشت از پاریس دستور امام (ره) را برای این كه آن پنج نفر دور هم جمع بشوند، ایشان آورده بود. 

*سلیمی‌نمین: پس چرا ایشان به عنوان رئیس، انتخاب نشد آیا به خاطر ریش سفیدی "آقای طالقانی" ‌بود؟ دكتر شیبانی: به خاطر احترام و پیس‌كسوتی آقای طالقانی و این كه آقای طالقانی بیشتر چهره سیاسی داشتند. شاید هم شهید مطهری‌ می‌خواست یك مقدار دستش بازتر باشد و به مطالعات و نوشته‌های خودش برسد. 

*سلیمی‌نمین: اصلاً "شهید مطهری" برای ریاست "شوری انقلاب" مطرح هم نشد؟ 

دكتر شیبانی: مسئله این گونه مطرح شد كه آقای طالقانی رئیس باشند و نامی از شهید مطهری برده نشد."

همان طور كه در مصاحبه ی بالا مشاهده شد، چند نكته از مصاحبه ی خود عباس شیبانی، می تواند داعیه مطلع بودنش را باطل كند:

1- شوری انقلاب، یك ماه قبل از پیروزی انقلاب و در تاریخ 22 دی 1357 توسط شهید مطهری و با حكم ایشان از امام خمینی (ره) تأسیس شد؛ در حالی كه در آن زمان شیبانی به گفته ی خود، به ایران می آید و جزواتی را از سوی شورا دریافت می كند و به انگلستان باز می گردد. این یعنی، اتفاقات اساسی و سیاست گذاری های مبنایی این شورا، در غیاب عباس شیبانی صورت پذیرفته است. رئیس شورا هم عقلاً و به استناد تاریخ، در همان دی ماه مشخص شده است. 

2وقتی شخصی در مهم ترین مقطع تشكیل این شورا حاضر نبوده، چگونه می تواند این قدر آگاهانه سخنی را كه رسماً در روزنامه ی رسمی و دولتی آن زمان یعنی روزنامه كیهان منتشر شده و روزنامه های دیگر، پس از شهادت شهید مطهری، از ایشان به عنوان اولین رئیس شورای انقلاب یاد می كنند، چگونه و چرا ما باید اعلام رسمی حكومت را در نظر نگیریم و به برداشت شخصی عباس شیبانی اعتماد كنیم؟ 

3جز عباس شیبانی و عزت الله سحابی، همه شهید مطهری را عملاً و رسماً، تا زمان شهادتش، اولین رئیس شورا می دانند. آیت الله هاشمی رفسنجانی، حسن حبیبی، رسانه های رسمی و همه و همه می گویند كه شهید مطهری اولین و آیت الله طالقانی دومین رئیس شورا بوده اند؛ حال چه اصراری است كه حرف آیت الله هاشمی كه جزء حلقه ی 5 نفره ی اولیه ی شورا (شامل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر و آیت الله عبدالكریم موسوی اردبیلی می شد) بود را نپذیریم و حرف عباس شیبانی را قبول كنیم. عباس شیبانی و عزت الله سحابی، از جهت رتبه در شورا هم تراز حسن حبیبی (سخنگوی شورای انقلاب) هستند كه او هم هم زمان با آنان در این شورا عضویت یافت. شاید بگوییم كسانی كه پس از آن 5 نفر عضو اولیه به شورا اضافه شده اند، به هر دلیلی برداشتشان این بوده كه آیت الله طالقانی رئیس شوراست. اگر این گونه است، پس چرا حسن حبیبی برداشتش این بوده كه شهید مطهری اولین رئیس شورای انقلاب بوده است؟!

حسن حبیبی، سخنگوی شورای انقلاب، نام روسای شورای انقلاب و مدت تصدی این سمت توسط آنان را چنین بیان می‌كند:«اولین رییس شورای انقلاب، استاد شهید آیت‌الله مطهری بود كه در تاریخ یازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ به وسیله گروه فرقان به شهادت رسید. سپس شادروان آیت‌الله سیدمحمود طالقانی به ریاست شورای انقلاب انتخاب شد كه وی نیز در نوزدهم شهریور ماه ۱۳۵۸ به دنبال یك حمله قلبی دارفانی را وداع گفت. تا این تاریخ اسامی اعضای شورای انقلاب همچنان مخفیانه باقی ماند؛ ولی پس از فوت آیت‌الله طالقانی، اعضای این شورا رسما معرفی شدند. آیت‌الله دكتر محمد بهشتی، پس از آیت‌الله طالقانی عهده‌دار سمت دبیری شورای انقلاب شد. پس از انجام انتخابات ریاست جمهوری، دكتر بنی‌صدر ریاست شورای انقلاب را نیز به عهده گرفت.»

با كمال تعجب، عزت الله سحابی درباره ریاست شورای انقلاب می‌گوید: «ریاست شورای انقلاب اول با مرحوم طالقانی بود. بعد مرحوم بهشتی و وقتی هم كه بنی‌صدر رییس‌جمهور شد، شورای انقلاب به ملاحظه اینكه او رییس‌جمهور شده است او را به ریاست شورای انقلاب انتخاب كرد، ولی حرف او خیلی نفوذ نداشت. برتری داخل شورای انقلاب همچنان دست رهبران حزب جمهوری بود.»

به گفته ی علی مطهری، شهید مطهری در شب شهادتش در منزل ید الله سحابی، پدر عزت الله سحابی، پس از خروج از منزل آنان -كه گویا جلسه ی شورای انقلاب هم در آن برقرار بوده- پیش از این كه سوار ماشین شود، به شهادت می رسد. با این تفاسیر مشخص نیست به چه دلیلی این طیف اصرار داشتند شهید مطهری را نه رئیس بلكه فقط مؤسس این شورا معرفی كنند. به نظر می رسد كه یكی از این دلایل، اعتقاد كم این طیف به قدرت مدیریتی و اجرایی شهید مطهری بود و اصولاً اصرار داشتند و دارند كه وی را شخصیتی اثرگذار ولی فكری و عقیدتی معرفی كنند؛ در حالی كه چطور ممكن است شهید مطهری اجرایی نباشد و رئیس كمیته ی استقبال از امام خمینی (ره) را بر عهده داشته باشد؟ چه فعالیتی از این اجرایی تر و عملیاتی تر است؟

هر دوی این افراد، هم عباس شیبانی و هم عزت الله سحابی، در مصاحبه هایشان به این نكته بارها اشاره می كنند كه البته شهید مطهری شاید نمی خواسته كسی بفهمد. حال آن كه افرادی كه باید می دانستند، در جریان بودند كه شهید مطهری نه تنها مؤسس شوراست، بلكه رئیس نیز ایشان است، ولی اصراری نداشته كه هنگام امضای صورت جلسات، نام وی نگاشته شود و برای احترام به آیت الله طالقانی، اصراری نداشته كه رئیس بازی كند و جایگاه اولش را به رخ بكشد.

4- شهید مطهری تا زمان حیاتشان، در همه ی جلسات حضور فعال داشته اند، در حالی كه آیت الله طالقانی حضور پیوسته ای در جلسات نداشته اند. عقلاً و نقلاً لازم است كه رئیس جلسه در جلسات حضور فعال داشته باشد و این غیر قابل قبول به نظر می رسد كه شورایی نوپا را كه عمرش به چند ماه نمی رسد را با رئیسی تصور كنیم كه از همان بدو تأسیس، در جلسات حضور افتخاری و یا موردی پیدا كند!

5- احتمال دیگری كه می تواند علت اشتباه شیبانی و سحابی را توضیح دهد، تفاوت دبیر شورا و رئیس شورا است. شاید از آن جهت كه آن ها كه باید در جریان می بودند، از ریاست شهید مطهری آگاه بوده اند، شهید مطهری اصراری نداشته تا دیگران سمت فعال در شورا نداشته باشند. شاید اسماً دبیر شورا آیت الله طالقانی ذكر می شده اما آن جمع 5 نفره -كه بعداً با اضافه شدن مقام معظم رهبری و آیت الله مهدوی كنی به هفت نفر رسید- همگی شهادت بر ریاست شهید مطهری می دهند. تیتر روزنامه ی كیهان نیز بنا بر نظر همان جمع منتشر شده است. از این جمع تنها كسی كه بارها در این باره نوشته و مصاحبه كرده، آیت الله هاشمی رفسنجانی است كه در كتاب خاطرات «دوران مبارزه، جلد 1» و «صورت مذاكرات شورای انقلاب، مقدمه به قلم اكبر هاشمی رفسنجانی، جلد 1» از شهید مطهری به عنوان مؤسس و اولین رئیس شورای انقلاب اسلامی یاد می كند.

6آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان عضو هسته ی 5 نفره ی اولیه ی شورا كه تا انتها حضور فعال در جلسات داشت و حسن حبیبی كه سخنگوی شورا بود نظرشان بر ریاست شهید مطهری است. عباس شیبانی به عنوان منشی جلسه و عزت الله سحابی نیز به عنوان یك عضو عادی شورا، نظرشان بر ریاست آیت الله طالقانی -در زمان حیات شهید مطهری- بوده است. چه از جهت تقدم زمانی آگاهی این افراد از وقایع و چه از جهت سمت، عقلانی تر و مستندتر و مستدل تر، قول گروه اول است. ضمن این كه نباید فراموش كرد كه منبع ارجاع و استناد رسمی تاریخ، رسانه های كثیر الانتشار نیز هست كه همگی ریاست شهید مطهری را اعلام كردند. اصلاً معقول نیست كه این موضوع كذب بوده و در آن زمان نه امام و نه هیچ شخص دیگری در صدد اصلاح آن بر نیامده باشند كه چرا وقتی فلانی رئیس نبوده، نوشته اید كه رئیس شورای انقلاب به شهادت رسید!

7- بار اولی نیست كه طیف اصلاح طلب درصدد است تا شهید مطهری را نه یك رهبر در سایه و همه جانبه، بلكه فقط شخصیتی تك بعدی و اندیشمند و فقط به عنوان نظرپرداز انقلاب طرح كند؛ در حالی كه اگر مناعت طبع و شخصیت متواضع و عظیم شهید مطهری نبود، همه می دانستند كه در زمان غیاب امام، وی اولین شخصی بود كه انقلاب را پیش می برد و نه تنها یك شخصیت فكری و عقیدتی، بلكه رهبری مدبر و مسلط بر امور انقلابی و عملیاتی نهضت انقلاب اسلامی نیز بود. قطعاً شخصی هم چون آیت الله طالقانی به نظرات آنان نزدیك تر است، از منع حجاب اجباری گرفته تا دیگر نقطه نظرات سیاسی اش، اما نمی توان با دروغ، تاریخ سازی كرد و شهید مطهری را هم تراز امثال آیت الله طالقانی و حتی پایین تر از ایشان جلوه داد.



بعد التّحریر:


همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «الف»



برچسب‌ها: نیمروز, هفته نامه آسمان, عباس شیبانی, عزت الله سحابی
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۳ساعت 8:37  توسط احسان رستگار   | 

خانم راغب!مردم به دفاع با كشف حجاب،راغب نیستند/از بی حیایی کشف حجاب تا وقاحت شکایت از معترضان


فیس بوک شبکه ی اجتماعی است نه پستوی خصوصی

کشف حجاب، خلاف حقوق مردم است نه دفاع از حقوق مردم

یک فقره کشف حجاب دیگر توسط یک خانم اصلاح طلب دیگر


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس سیاسی سایت خبری-تحلیلی «نیمروز»:

دیروز خبری در خبرگزاری فارس و پس از آن در سایت های دیگر بازنشر شد مبنی بر کشف حجاب یکی از اعضای شورای اسلامی شهر همدان در فیس بوک. خبرگزاری فارس که این خبر را با عکسی کوچک و شطرنجی از این خانم منتشر کرده بود،  پس از ساعاتی از خروجی خبرگزاری حذف شد. 

مسئولین همدان در این باره موضع گیری کردند ولی بدون افشای نام این شخص، اما این عضو شورای اسلامی شهر همدان علی رغم این که نامش در هیچ سایت و خبرگزاری ای ذکر نشده بود، با انتشار مطالبی در وبلاگ شخصی اش، مشخص کرد که آن عضو شورای شهر همدان، خانم مهرنوش نجفی راغب می باشد و پیرو آن، این عضو اصلاح طلب شورای اسلامی شهر همدان، طی مصاحبه ای با شماره ی امروز روزنامه ی «آرمان» اظهار داشت که «من نه تنها استعفا نخواهد داد بلکه از کسانی‌که با ورود به حریم خصوصی‌ام اقدام به نقض آن با انتشار یک عکس از من کرده‌اند شکایت خواهم کرد.» این جملات به عقیده ی نگارنده، همان رویکرد «حمله؛ بهترین دفاع» است. در این یادداشت برای مشحص شدن درستی یا نادرستی دفاعیات خانم راغب، باید از سه دو وجه قانونی و یک وجه گفتمانی، باید این اتفاق را بررسی کرد. وجوه قانونی که عبارتند از: 1-تعریف حریم خصوصی در قانون و 2-جایگاه بی حجابی در قانون و وجه گفتمانی که نشأت گرفته از منش رفتاری و حجب و حیای اکثریت طیف اصلاح طلب است (مؤکداً و تعمداً از قید اکثراً استفاده شده؛ اقلیتی هرچند اندک در این طیف سیاسی این گونه نیستند).

1- حریم خصوصی در قانون:

در جرم بودن کشف حجاب در جمهوری اسلامی ایران شکی نیست. آن چه که این نماینده، وقیحانه برای تبرئه ی خود آن را پیراهن عثمان کرده، تجاوز به حریم خصوصی است که به گمان خود، توانسته ماجرا را گره کوری بزند و به قول معروف، دیوار بلند از حاشا بنا کند. همان ترفند نخ نمایی که خانم های بی بند و بار و بد حجاب در خیابان ها از آن استفاده می کنند برای دفاع از خود و در حالی می گویند "پوشش ما یک مسأله ی شخصی است" که اسلام حجاب را واجب کرده و امر به معروف و نهی از منکر را نیز. در تعالیم اسلامی نیز جامعه به یک کشتی تشبیه می شود که هیچ کس نمی تواند چون میلش می کشد، گوشه ای از آن کشتی را که حتی مالک آن است، سوراخ کند و با حماقت خود، موجب هلاکت همه ی کشتی نشینان شود.

درباره ی خصوصی بودن حریم کشف حجاب یا تعاریفی از این دست، قانون گذار توضیحی به شرح زیر داده است:

در خصوص مکان ارتکاب جرم، مکان تحقق این جرم معابر و انظار عمومی می باشد . حکم شماره 413 ـ1316،2،31 دیوان عالی کشور ، ما را در شناخت معابر عمومی یاری می رساند "مقصود از ارتکاب عمل منافی عفت به طور علنی اعم است از اینکه عمل در مرئی و منظر عمومی واقع شود و یا در مکانی که مستعد عموم باشد و قصد مرتکب پنهان نمودن محل و احتراز از علنی بودن و آشکار شدن آن تاثیری نخواهد داشت بنابراین ارتکاب عمل منافی عفت در پس کوچه و تاریکی شب مشمول ارتکاب عمل در علن خواهد بود" ( اصول قضائی عبده ، ص 222 )

پس خانم نجفی راغب، باید توجه داشته باشد که این جا جمهوری اسلامی ایران است نه یک کشور وهابی! این جا امارات متحده ی عربی نیست که خانم ها در بیرون خانه پوشیه بزنند ولی در داخل خانه می گسازی کنند و در مکان هایی خاص مجاز به عیاشی یا اعمال منافی عفت یا خلاف شرع باشند! ایشان هم باید توجه داشته باشند که عضو شورای شهر همدان نیستند، بلکه عضو شورایاسلامی شهر همدان هستند!

از یک جهت، خصوصی بودن حریم فیس بوک هم واقعاً حرفی است گزاف و مصحک؛ نظری شبیه دموکراتیک بودن آمریکا، مردم فقط حق انتخاب بین نامزدهایی هستند که از داخل دو حزب بیرون می آید! وقتی خود آمریکایی ها و ساکنین کشورهای مبدع فیس بوک، این شبکه را ایمن حریم خصوصی نمی دانند، چگونه قطعیتی درباره ی درز نکردن اطلاعات و عکس های خصوصی در آن وجود دارد. پس حرجی بر کسانی که به عکس خانم راغب دست یافته اند، نیست.

از دیگر سو درباره ی شخصی بودن حریم شبکه های اجتماعی (Social Networking)، مثل این است که کسی بگوید خیابان حریم شخصی بنده است و می خواهم در آن با پوشش سلیقه ای خودم قدم بزنم. نه در قاموس اسلام چنین عملی شخصی تلقی می شود و نه قوانین جمهوری اسلامی ایران؛ مخصوصاً از جانب یک مسئول حکومتی.

دشمنی با خانم نجفی راغب پیرو اظهار نظرش در جلسه ای با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام: این که شما تا این اندازه خود را مهم انگاشته اید که بعد از صحبت هایتان در جلسه ی آبان ماه امسال اصلاح طلبان عضو شوراهای اسلامی شهرهای سراسر کشور با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عده ای با شما برخورد کرده اند، بسیار ساده لوحانه به نظر می رسد. وقتی تا کنون کسی اصلاً به خاطر نداشته که شما در آن جلسه چه گفته اید و بازتاب سخنانتان هم اصلاً ملموس نبوده، آن وقت چگونه کسی ممکن است شما را به خاطر آن اظهار نظرات تحت فشار بگذارد؟

 

در همان جلسه سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی از شما تندتر بود و گفتند "دوره قاجار هم چنین وضعیت اقتصادی نداشتیم." فرض بر این که شما بسیار جملات تکان دهنده و تأمل برانگیز و شجاعانه ای طرح کرده اید اما تا زمانی که در رسانه ها مورد توجه قرار نگرفته چه اهمیتی دارد؟ تنها نکته ای که از آن جلسه مورد توجه رسانه ها بود، نفس برگزاری چنین نشستی بود و نیز شناسایی اعضای اصلاح طلب شوراهای شهرهای ایران توسط خانم معصومه ابتکار و آقای محمد علی نجفی (دو عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران).

2- جایگاه بی حجابی در قانون اساسی:

موضوع ماده 21 قانون جرایم رایانه ای:

الف ) محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی

1. اشاعه فحشاء و منكرات (بند2 ماده6 ق. .م)

2. تحریك ، تشویق ، ترغیب ، تهدید یا دعوت به فساد و فحشاء و ارتکاب جرایم منافی عفت یا انحرافات جنسی

...

ب) محتوای علیه مقدسات اسلامی 

1. محتوای الحادی و مخالف موازین اسلامی (بند1ماده6 ق.م)

2. اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن (بند 7 ماده6 ق.م وماده 513 ق. م.ا)

...

تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی تشکیل دهنده جرم عدم رعایت حجاب شرعی است. به موجب این ماده " هرکس علناً در انظار عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس از 10 روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می گردد و در صورتیکه مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی باشد ولی عفت عمومی را جریحه دار می نماید ، فقط به حبس از 10 روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد".

تبصره "زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از 10 روز تا دوماه یا از 50 هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد".

در خصوص مکان ارتکاب جرم، مکان تحقق این جرم معابر و انظار عمومی می باشد . حکم شماره 413 ـ1316،2،31 دیوان عالی کشور ، ما را در شناخت معابر عمومی یاری می رساند "مقصود از ارتکاب عمل منافی عفت به طور علنی اعم است از اینکه عمل در مرئی و منظر عمومی واقع شود و یا در مکانی که مستعد عموم باشد و قصد مرتکب پنهان نمودن محل و احتراز از علنی بودن و آشکار شدن آن تاثیری نخواهد داشت بنابراین ارتکاب عمل منافی عفت در پس کوچه و تاریکی شب مشمول ارتکاب عمل در علن خواهد بود" ( اصول قضائی عبده ، ص 222 )

جرم عدم رعایت حجاب شرعی از لحاظ حصول نتیجه مجرمانه یک جرم « مطلق » بوده و صرف تحقق رفتار مجرمانه و تشکیل عنصر مادی در آن ، مرتکب را مستوجب مجازات قانونی می سازد. حصول نتیجه مجرمانه و در پی آن وجود سوء نیت خاص از شرایط تحقق این جرم نمی باشد ، بنابراین صرف عدم مراعات حجاب شرعی در مناظر عمومی موجب تحقق جرم است فارغ از آنکه امنیت اخلاقی و اجتماعی جامعه به مخاطره بیفتد یا نبیفتد.

جایگاه بی حجابی و کشف حجاب در گفتمان اصلاح طلبان: این اولین بار نبوده که یک خانم اصلاح طلب کشف حجاب می کند و قطعاً آخرین بار نیز نخواهد بود. در این یادداشت، اشارتاً و تلویحاً تحلیل فقط پیرامون خواص این طیف است؛ و الا درباره ی پایگاه اجتماعی و عوام طرفدار این گروه، باید در مطلبی مخصوص و مجزا، به بررسی علل عدم اعتقاد عمده ی این جماعت نه تنها به حجاب اسلامی، بلکه به بسیاری از تعالیم اساسی اسلام پرداخت.

در زیر صرفاً جهت یاد آوری، به ذکر چند مثال از بی بند و باری این طیف سیاسی و عدم پایبندی آنان به حجاب نگاهی گذرا می اندازیم. ان شاء الله در یادداشت هایی مجزا به طور مفصل و تبیینی، این دست مباحث را مورد مداقّه قرار خواهیم داد. 

در زیر، می توانید تصاویر خانم فریبا داوودی مهاجر -مشاور سید محمد خاتمی، از فعالان اصطلاحاً دفاع از حقوق زن و مادر زن علی افشاری (دانشجوی اصلاح طلب سابق و ضد نظام و حقوق بگیر فعلی صدای آمریکا)- را مشاهده کنید. وی در صدای آمریکا، به پیشنهاد کامبیز حسینی، برای اولین بار کشف حجاب کرد؛ به گفته ی خودش در اعتراض به مرد سالاری!!!:



در زیر می توانید سیر تکاملی معکوس حجاب این اصلاح طلب (از چادر به کشف حجاب به سبک سبزها) را ملاحظه کنید.

 

در زیر هم به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، کشف حجاب دختر تاج زاده -نماد مقاومت و لجاجت اصلاح طلبان- و تسخر حجاب توسط وی در صفحه ی فیس بوکش مشاهده می شود که توسط سایت های متعددی چند هفته ی پیش خبرساز شد. البته وقتی خود مصطفی تاج زاده به علی مطهری نامه می نویسد و در آن حجب را یونیفرم واحد می نامد، جای تعجب ندارد که دخترش این گونه عمل کند:

یک خانواده ی فتنه گر با حجاب اصلاحات منشانه


حسن ختام این مطلب سخنی است یا این عضو شورای اسلامی شهر همدان: خانم نجفی راغب!این که صفحه ی فیس بوک خود را تعطیل کرده اید، اقدامی است در خور، ولی اگر نظرتان درباره ی کشف حجاب و حریم خصوصی همان است که گفته اید، پیشنهاد می شود همین اقدام -یعنی استعفا را- در شورای اسلامی شهر همدان نیز عملی نمایید. راستی! دوباره عرض می كنم؛ فیس بوك شبكه ی اجتماعی است نه پستوی خصوصی!



بعد التّحریر:




برچسب‌ها: فیس بوک, باصلاح طلبان, مهرنوش نجفی راغب, کشف حجاب عضو شورای اسلامی همدان
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۹ساعت 23:59  توسط احسان رستگار   | 

توزیع پرسش نامه ی مشکوک در دانشگاه تهران


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس دانشگاهی نیمروز


در هفته ی جاری، در دانشگاه تهران پرسشنامه ی جهت داری توزیع شده است، كه علت توزیع و انتشار آن در یكی دو هفته مانده به امتحانات پایان ترم، سؤال برانگیز است. این پرسش نامه كه در دو صفحه طراحی شده است، حول تمامی موضوعات مختلف اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، بین المللی، ساختاری و علمی و فناوری، سؤالات متعددی را طرح كرده كه در اكثر آن ها، سؤالات با جهت گیری منفی طرح شده است. مثلاً در اولین پرسش این پرسش نامه ی چند گزینه ای، آزادی سیاسی به صورت منفی پرسیده شده است. یعنی سؤال شماره ی 1 این است: "كاهش آزادی سیاسی". یا سؤال بعدی به جای پرسش میزان سانسور و ممیزی، پرسیده شده "سانسور زیاد". لازم به ذكر است از اصول اولیه ی نظرسنجی و طرح پرسش نامه و تحقیق، حفظ اصل بی طرفی است. حال این كه چرا این چنین پرسش نامه ای در دانشگاه تهران توزیع شده است آن هم با این نحو طرح مسأله، خیلی سؤال برانگیز است. شنیده ها این پرسش نامه را به دانشکده ی هنرهای زیبا مرتبط می دانند.

سیاسی بودن این پرسش نامه قطعی است؛ چون چنین پرسش نامه ای از جهت علمی فاقد اعتبار و بلا استفاده است، اما این كدام گروه سیاسی یا كدام طیف سیاسی می تواند از چنین پرسش نامه ای بهره برداری كند، تأمل برانگیز و مشكوك است!

در حالی که پیرو تأکیدات کامران دانشجو مبنی بر عدم بهره برداری گروه های سیاسی از جو دانشگاه ها، فرهاد رهبر، مجوز برخی از برنامه ها را لغو کرده است، توزیع آزادانه ی چنین پرسش نامه ای، عجیب می نماید.

در زیر می توانید تصاویر این پرسش نامه را ملاحظه فرمایید:




برچسب‌ها: دانشگاه تهران, فرهاد رهبر, پرسش نامه, سیاه نمایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۳ساعت 19:23  توسط احسان رستگار   | 

اشاره حیدری به علت بركناری دستجردی در برنامه زنده


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس سیاسی سایت خبری-تحلیلی نیمروز: 

مرتضی حیدری مجری برنامه ی زنده ی «پایش» -كه از شبكه ی اول سیما پخش می شود- با جمله ای كوتاه شائبه ی بركناری مرضیه وحید دستجردی، وزیر معزول بهداشت دولت دهم، را به دلیل دارو رد كرد. كیا داوود اسفندیاری، مجری-كارشناس دیگر برنامه ی پایش هنگام مرور اخبار هفته، به خبر بركناری خانم وزیر، تصاویر خداحافظی با خانم وزیر و آخرین حضور ایشان در دفتر كارشان اشاره كرد. هنگام پخش تصاویر خانم وحید دستجردی، گفت: حالا نمی دانم كه علت این بركناری آیا واقعاً بحث انتقاد ایشان به اختصاص ندادن ارز به دارو بوده یا داستان چیز دیگری است!" كه در همین لحظه مرتضی حیدری خیلی صریح و در كمال خونسردی گفت: "نه! چیز دیگری بوده".

به نظر می رسد با بررسی تمام حواشی این موضوع، منظور حیدری، همان عصبانیت احمدی نژاد از عدم همكاری خانم وزیر با وی در بركناری محمدباقر لاریجانی از سمت ریاست دانشگاه پزشكی تهران و علوم پزشكی تهران و شورای سیاست گذاری وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكی بوده است.

لازم به ذكر است، تهیه كننده ی این برنامه -كه توانسته مخاطبین بسیاری را جذب كند- سید امیر سیاح، سردبیر اسبق سایت خبری-تحلیلی الف است.

در زیر می توانید تصویر نامه ای را که باعث برکناری خانم وحید دستجردی شد مشاهده فرمایید:



برچسب‌ها: مرتضی حیدری, مرضیه وحید دستجردی, کیا داوود اسفندیاری, برنامه پایش
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۰ساعت 23:59  توسط احسان رستگار   | 

آقای ضرغامی!نمی گذاریم عید ما با توهین به اماممان تلخ شود!


پایتخت 2 ممنوع!

تكرار یك عبرت


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس فرهنگی نیمروز:

نوروز 90 مجموعه ای به نام پایتخت از شبکه ی اول سیما پخش شد که بسیار شیرین بود. مجموعه ای طنز با داستانی جذاب و روان که بیننده را کاملاً درگیر می کرد. سیروس مقدم و محسن طنابنده آن چنان این مجموعه را نگاشته و به روی تصویر آورده بودند که مخاطب نمی توانست از پای تلویزیون تکان بخورد. هر لحظه، ظرفیت ایجاد لحظاتی شاد و خاطره انگیز را برای مردم فراهم می کرد. این گونه بود که این مجموعه شد بهترین مجموعه ی نوروز 90. حین پخش و بعد نوروز نیز تکیه کلام های آن ها نیز دهان به دهان می چرخید و مردم با یادآوری خاطرات خوش پایتخت، لبخند بر لبانشان می نشست.

اما این همه ی ماجرا نبود، این تکیه کلام ها فقط با یاد آوری بی قصد و غرض و حسن نیت یاد آوری نمی شد. گروهی هم مترصد فرصت بودند تا با سوء استفاده از محبوبیت این مجموعه، کثیف ترین کار ممکن را انجام دهند و آن چیزی نبود جز توهین به مقدسات. این که چگونه و چرا از نام شخصیت یک مجموعه و شیرین کاری هایش می رسیم به توهین به امام هادی (ع) خیلی محل بحث نیست. این اتفاق می تواند یک بحث داغ باشد برای جامعه شناسان تا در موردش واکاوی و چاره اندیشی کنند. اما آن چه از جهت نگارنده مسأله می نماید، غیر قابل بحث بودن تبعات آن مجموعه است.

وقتی آن همه صفحات فیس بوک و شبکه های اجتماعی با محتوای تمسخر امام علی النقی (ع) تأسیس شد تازه معلوم شد، چه شده. صفحات یکی پس از دیگری ساخته شد و با عضوگیری چند ده هزار نفری و انتشار صفحات اهانت آمیز، همه ی شیعیان را غافل گیر و متأثر کرد و غیرتشان را به جوش آورد. قشر حزب اللهی فعال در فضای مجازی هم شروع به تأُیس صفحاتی در دفاع از امام علی النقی (ع) بر آمدند.

موضوع در همین حد باقی ماند ولی این اتفاقات بهانه ای شد تا ولادت و شهادت امام علی النقی (ع) این بار باشکوه برگزار شود تا عده ای فکر نکنند که فقط نام های محمد و علی و حسین هستند که برای مسلمانان مقدس اند.

اما اردیبهشت ماه امسال بود که اتفاقی باورنکردنی افتاد؛ خواننده ی ملعون هم جنس باز فراری، شاهین نجفی -که از قسمت های نجس جنبش موسوم به سبز بود- شعری رکیک و فاجعه بار در وصف امام دهم شیعیان خواند و این گونه بود که موجی به راه افتاد که همه ی کشور را در برگرفت. عدو شد سبب خیر چون که خداست، ولی دلیل نگارش این یادداشت تصمیمی است بس عجیب از جانب مسئولان صدا و سیما؛

پنج شنبه خبری منتشر شد مبنی بر شروع تولید پایتخت 2 با همان شخصیت ها! این عمل چند معنا دارد:

1- آقای ضرغامی یا دیگر مسئولان ذیربط در جریان سوء استفاده ها و اتفاقات اهانت باری که محضر امام علی النقی (ع) بعد از پخش آن مجموعه شد نیستند؛ این فرضی است محال که صدا و سیمایی که خود پس از آن اهانات در اخبار و دیگر بخش هایش سعی در جبران آن صدمات داشت، نداند که چه شده!

2- آقای ضرغامی یا دیگر مسئولان در جریان ساخت قسمت دوم این مجموعه نیستند: این هم فرضی است محال چون نمی شود سیروس مقدم مجموعه ای بسازد برای صدا و سیما و مسئولان صدا و سیما در جریان نباشند. تخصیص بودجه، تأیید فیلم نامه و اعظای مجوز چگونه ممکن است بدون اطلاع مسئولان ولی از جانب مسئولان محقق شود؟!

3- آقای ضرغامی یا دیگر مسئولان همه ی مسائل فوق را می دانند، ولی به نظرشان آمده که شاید اشکالی نداشته باشد که دوباره پایتخت ساخته شود و نام شخصیت طناز یک مجموعه ی طنز، نام امام دهم شیعیان باشد. خب این به نظر ما خیلی اشکال دارد؛ نه تنها این بلکه این که ما اعتراض کنیم که آقای ضرغامی چرا خواننده ی خانم در انتهای مختارنامه آواز می خواند یا نوحه یا هر آوای دیگری، ایشان به گوش جان بشنود و بع تعمداً برود و با دوربین صدا و سیما از آن خانم تشکر کند و شبکه ی یک هم پخش نماید!

اگر آقای ضرغامی میل دارند به تابو شکنی، باید عرض کنیم که حریم تابو شکنی در مسائل سیاسی است برادر، نه در حریم قدسی مقدسات شیعه! پس اگر میل دارید ساختار شکنی کنید، لطفاً پایتان را از مقدسات ما بیرون بکشید! ساختار شکنی جایش برنامه های سیاسی و اقتصادی صدا و سیماست، بستر مناسبش مصاحبه هایی است که صدا و سیما محافظه کارانه و از موضع ضعف و ترس شروع به مصاحبه با آقای رئیس جمهور می کند و مجری نه حق و نه اجازه ی بحث و مخالف با رئیس جمهور را هنگام مصاحبه دارد.

آقای ضرغامی! ساخت پایتخت 2 یعنی بی توجهی به غیرت به جوش آمده ی شیعیان جمهوری اسلامی ایران! لا اقل جمهوری اسلامی ایران! این تصمیم شما یعنی این که ممکن است در آینده نام شخصیت های دلقک صدا و سیما اسامی مقدس دیگر ائمه ی ما باشد! آیا ما این قدر بی غیرت شده ایم؟ این که شما این قدر عمارید که ساختما 9 دی را در جام جم تأسیس می کنید خیلی عالی است؛ ولی واجب تر از آن جلوگیری از اقداماتی است حرام و مصداق تجاهر به فسق! انجام آن مستحب است و انجام این حرام؛ نخواهیم گذاشت عید ما را با یاد آوری توهین به اماممان تلخ کنید آقای رئیس! 



بعد التّحریر:

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «حفا نیوز»

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «خبرنامه دانشجویان ایران»



برچسب‌ها: مجموعه پایتخت, سریال پایتخت, عزت الله ضرغامی, سیروس مقدم
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۹ساعت 18:30  توسط احسان رستگار   | 

طنز/مصاحبه ی دووشواری با احمدی نژاد + فیلم


بسم الله الرّحمن الرّحیم


اگر آقای دوشواری را نمی شناسید، از انتهای یادداشت می توانید با مشاهده ی مصاحبه ی وی، با ایشان آشنا شوید.


دوشواری: آقای احمدی نزاد! سالانه 80 مولیون دولار واردات چوب بستنی داریم از کسور (کشور) آلمان! چرا؟! خودامان نیمی توانیم تولید بکنیییم؟!

احمدی نژاد: خب نیاز داریم. مثلا اگر چوب بستنی وارد می‌شود، این چوب بستنی اگر وسط بستنی گذاشته شود و صادرات شود چیز بدی است؟

دوشواری: چوب بستنی؟! یچ بشر ندیدم من که چوب بستنی بخوره! چوب بستنی چیه؟ خود بستنی موهومممه! بستنی لیوانی بوخورررون! بستنی توپپپو بخورووون! چَرا چچچوبی؟

احمدی نژاد: آقای دکتر دوشواری یعنی چوبی نخوریم؟ اکثر بستنیا قیفیه، چوب داره، کیمه! صادرات می کنیم این بستنی های خوشمزرو همه هم با خوردنش می گن خدا پدر و مادر این جمهوری اسلامی رو بیامرزه. اینم یه جور جنگ نرمه. ما داریم خودمونو با بستنی تو دل مردم کشورهای دیگه بیش از پیش جا می کنیم. خب این بده؟ از آلمان و کشورای دیگه چوب وارد نکنیم بعد چجوری خودمونو تو دل مردمان بلاد کفر جا کنیم؟ چجوری باید با این دشواری کنار بیاییم؟

دوشواری: دوووشواااری؟!!! کدام دوووشواری؟ من خودم 24 ساله دارم بستنههه موخووورَم بودون چوووب! بستنه توپپپو مخووورم بستنی قیفی مخورم هچ دوشواری هم نیست، ه ِ ِ ِچ. خیلی هم عاااله! دوروسته قورتش مِدم. چوب داشته باشه گیر مکنه تو گلوم خفم مکنه. به راحته مخورم بدون چوب. این چوبو می بینی... اِ بووورد! چوبرَ بورد! اوهوی پسرچه ی ذَلَب (جَلَب) واستا نبر اون چوب کثیفه. با اون نَمیشه بستنههه دوروس بوکونه. پیدر سوخته وابستا!

احمدی نژاد: همینه دیگه بستنی چوبی نخوردین نمی دونه چیه.

دوشواری: آگای احمدی نزاد یعنی سالی 80 میلیون دولار از آلمان چوب وارد نکنی، خدا گهرش (قهرش) می آد؟ مردم زهان (جهان) از ایران بدشون می آد؟ اونا شوماره دیدن و شوما برا خوش آمدنشون از ایران خیلی جذاب تر از بستنی چوبی و کیمی به ابوالفضل! شوما جذاب تری یا بستنی کیمی؟

دوشواری: [خنده ی ملیح] شما جذاب تریت! ببینیت آقای دوشواری! بحث تألیف قلوبه! ما باید دل اونا رو با همین چیزا به دست بیاریم دیگه. باید یک جوری خودمونو صادر کنیم. باید انقلابمونو صادر کنیم، ولو اگه شده با بستنی و چوب بستنی آلمانی وسط اون بستنی ایرانی. بستنیش که از خودمونه، اصلشم بستنیه، چوبو می ذاریم وسط که وا نره بستنی.

دوشواری: اصلاً همن که شوما می گی. دیگه چه مشکلاتی هست؟

احمدی نژاد: نمی ذارن ما کار کنیم. الان که خب دیگه مد شده همه به دولت فشار می آرن. یه 6، 7 بیشتر نمونده به آخر دولت، صبر کنن ما می ریم.

دوشواری: شوما؟! می رین؟! شوما بعد 6 ماه می رین؟ مگه اون دفه آقای مورتضی حیدری پورسید یچ سال بیشتر نمانده، شوما نگوفتو کی گوفتو یچ سال به پایان این دووولت مانده؟

احمدی نژاد: چرا. بنده عرض کردم. ولی منظورم این بود که این دولت، دولت اصیل انقلاب است و عملاً خود انقلاب است و برگرفته از خواست مردم است و تا زمانی که مردم و نظام هستند، پس این دولت هم هست. ولی این 6 ماه که گفتم، منظور این بود که انقدر اذیت نکنن ما رو، انقدر فشار نیارن، انقد ما را درگیر دشواری های مختلف نکنن. کشور لنگ می مونه کارش.

دوشواری: دوووشواری؟! کودام دوشواری؟ هیییچ دوشواری ای نداریم این جا. خیلی هم عاااله! کی شوماره با دوشواری موازه (مواجه) کرده؟ شوما مگه هر کار ما خوای نمی کنو؟ بنده داهاتی هستم، بله، آما دوهتورم! دوهتر (دکتر) دوشواری! فگط شوما چه (که) دوهتور نیستی! ما هم دهتوریم، ما هم نخبو ایم (نخبه)! منه همه می شناسن. بنده می فهمم. نفهم نستم من. 24 ساله، نه 34 ساله من این جا زندگی موکونم، هیییچ دوشواری ای آن چنانی هم ندیدم. آما الان، می بینم.

احمدی نژاد: آااقای دوشواری! شُ ُ ُ ُما مثل این که احساساتی شدیت. باید عرض کنم که ما پاک دست ترین دولت تاریخ هستیم. این رو فراموش نکنیت. داریت کم لطفی می کنیت.

دوشواری: اون که بَََله! اکتلاس 3 هیزار میلیارده تو دولت شوما نبوده! عزززب (عجب)!

احمدی نژاد: اون که پیش می آد. یک عده ای خوردن و بردن، ما بد و بیراهشو شنیدیم.

دوشواری: حالا اونو ول چنید (کنید) . آگای احمدی نزاد. شوما همین دیروز مگه خانوم دستزردی را برچنار نکردن؟! مگه بنده خدا چه می گفت؟ گوفته بود چرا لوازم آرایش بهش ارز می دی به دارو نمی دی؟ راس گوفته دیگه! منه پیرمرد دارو ماخوام؛ کودام یچ (یک) موهوم تره؟ ماتیخ (ماتیک) یا آمپولو سرطان؟! دوووشواری از این بزرگ تر که هر لحظه مومچنه (ممکنه) هر وزیری تو این مملکت برکنار بیشه به خاطر حرف حیساب زدن؟

احمدی نژاد: نه خیر! ببینیت. این دشواری نیست! این اصل 135 قانون اساسیه آقای دوشواری! از اختیارات بندس. اون هم خب برای شما دارو مهم تره؛ شاید برا خیلی ها لوازم آرایش مهم تر باشه! برا ما هَََم، نظر مردُ ُ ُ ُم، مهم تره از همه ی مسائل! لوازم آرایش هم تو کشور ما خیلی استفاده می شه، پس مهم تره دیگه!  

دوشواری: یعنی هَََر کاری جزء اختیارات شوماست، باید انجام بشود؟! این زوریه (جوریه)؟ لوازم آرایش موهوم تره؟ نمی شه آرایش نکنن یا از میداد رنگه استفاده کنن لا اگل ملت از بی دارویی که نمی میرن! مردم بیمیرن بهتره یا آرایش کنن؟!

احمدی نژاد: نه خیر! اتفاقاً کاملاً اون جوریه. ما می خواستیم هدفندی رو ادامه بدیم، مجلس گفت نه، ما هم مجبور بدیم بگیم چشم! پس دیدین ما هم هر کاری بخواهیم نمی تونیم انجام بدیم. نمی ذارن کارمون پیش بره. بعدشم مشکل ما آرایش جووناست؟ به آرایش جوونا چیکار دارین به منو شما چه ربطی داره؟ بذارین کار خودشونو بکنن!

دوشواری: اهه! ما گیرت (غیرت) داریم! این حرفا یعنی چه؟ اصلاً گلط کردن آرایش بکنن خوب شد؟! همین آرایش اون هاست که مارو با دووشواری دارو موازه (مواجه) کرده! بعدشم شوما هم این گدر (قدر) نمی خواد تأکید بوکونه! اندازه کافه خودیشان دارن آرایش می کنن شوما نیمی خواد دل بسوزانی!

احمدی نژاد: ما دلمون برای مردم می تپه! دلمون برا جوونا می سوزه! چرا می گیت که ما نگیم؟

دووشواری: آگا اصلاً بوگو! من هیییچ حرفی ندارم! بی (به) بن بست رسیدم با شوما! من چه (که) ایسمم دوشواریه -به خاطر اینه که می گم هیییچ دوشواری ای نیست- آما دیگه گوذشتم حدی داره! حالا که این طوره، آلان می گم دوشواری هست. خیلی ام هست. اصلاً شاید از این به بعد اسممو گذاشتم راحتی! راااحتی؟! کودام راحتی؟ کودام آسانی؟ خیلی هم دووشواری!



پانوشت:

مشاهده ی فیلم مصاحبه با دوشواری



بعد التّحریر:

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «حفانیوز»



برچسب‌ها: محمود احمدی نژاد, دووشواری, چوب بستنی, دانلود فیلم مصاحبه دوشواری
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۰۸ساعت 15:23  توسط احسان رستگار   |