منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

آخر الزمان؛روزگاری که امر به منکر می کنند و نهی از معروف!


به ظاهر حاشیه ای که به واقع مهم تر است از متن

پاسخ به نظری که تخطئه ای است برای بستن دهان آمرین به معروف و ناهین از منکر!


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس وبگردی سایت خبری-تحلیلی نیمروز: 

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بود، در باب علائم آخرالزمان، به حضرت سلمان فرمودند: «یُذَابُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ وَ جَوْفُهُ [فِی جَوْفِهِ‏] کَمَا یَذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ مِمَّا یَرَى مِنَ الْمُنْکَرِ فَلَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُغَیِّرَهُ. = در آن زمان (آخر الزمان) قلب مومن در سینه اش ذوب می شود همانگونه  که نمک در آب حل می شود و علتش این است که زشتی ها و منکراتی می بیند که نمی تواند آنها را تغییر دهد.» (بحارالأنوار ج 6، ص 306)

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «كُنْتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرُونَ بِالْمَعروفِ و تَنْهَوْن عن الْمُنكَرِ تُؤمِنُونَ بِاللّه = شما بهترین امتى هستید كه بر مردم ظاهر شده‏اید؛ به شرط آنكه امر به معروف و نهى از منكر كنید.» (سوره آل عمران آیه 110)


یادداشت اخیر این وبلاگ که با عنوان «خانم راغب!مردم به دفاع با کشف حجاب راغب نیستند!» منتشر شد، حرف و حدیث بسیاری به همراه داشت.

در همین ابتدا یاد آوری کنم نگاشتن آن مطلب توسط اینجانب از سه جهت واجب بود؛ یکی این که آن خانم یک مسئول رسمی حکومتی جمهوری اسلامی ایران بود و بنا بر قوانین و دلایلی که در همان مطلب ذکر شد، وظیفه داشت حتی در زندگی خصوصی اش مقید به اسلام و قوانین می بود. وی را نمی توان مانند یک فوتبالیست مقایسه کرد؛ او بازیکن ورزش است نه یک مقام حکومتی مانند عضو شورای اسلامی شهر همدان! دومین دلیل وقاحت آن خانم بود که به جای عذرخواهی یا استعفا، کسانی را که صفحه ی اجتماعی و عمومی وی را دیده اند و عکسش را رسانه ای کردند را تهدید به شکایت کرد! سومین دلیل هم این بود که این حرکات را موج و جریان می دانم نه یک اشتباه ساده ی شخصی و کوچک؛ سلسه اتفاقاتی که در سال های اخیر دارد رخ می دهد در زمینه های فرهنگی و مخصوصاً حجاب در جامعه، بی تفاوتی در مقابل آن را یا نشانه ی ترس می دانم، یا جهل و یا هم دل بودن با آن خائنان و مدافعان بی بند و باری و بدحجابی. در بهتری حالت سکوتی است در مقابل یک فعل حرام قطعی که بر اساس احادیث و نیر عقل سلیم، این سکوت باعث نگون بختی جامعه و گسترش بی بند و باری می شود. پس عده ای گمان نکنند هر شخص عادی اگر کشف حجاب می کند، ما به خود اجازه می دهیم وی را تحت فشار قرار دهیم؛ اگرچه بر اساس آن قوانین، وی نیز مجرم است، ولی مسئولیت خود را بیش از امر به معروف و نهی از منکر لسانی نمی دانیم، اما این خانم شورای اسلامی شهر را تا استعفا باید بدرقه کرد.

در سایت های مختلفی منتشر شد و انعکاس زیادی داشت. بعضاً وقتی امثال بنده می خواهیم این چنین مطالبی منتشر کنیم، دستمان گاهی می لرزد! علتش هم تهمت ها و برچسب هایی است که پیرو آن به ما حمله ور می شود؛ اما آن چه بدیهی است، این است که هر قیامی، هر امر به معروف و نهی از منکری، هر تذکری و هر حرکتی خلاف جهت آب، عده ای را شاکی کرده و آن شاکیان، معمولاً زبان به تهمت و دشنام می گشایند. ما هم عادت کرده ایم، ولی هنوز هم برایمان آزار دهنده است. گمان کنید که شما بروید باغچه ای را هر روز در بهترین زمان روز یعنی حدود دو ساعت قبل از اذان صبح، آبیاری کنید، بعد متهم شوید به از بین بردن فضای سبز و افزایش آلودگی هوا! چه حالی می شوید؟ این همان حس و حال ماست.

در زیر نظر یکی از مخاطبان وبلاگ و توضیح تفسیری بنده به آن نظر را می خوانید. این فقط یک نظر نیست؛ تخطئه ای است از سوی کسانی که طرفدار سکیولاریزم یا به تعبیر بنده، فراریان از امر به معروف و نهی از منکر است. به خاطر دارم طی چند سال اخیر، چندین بار روحانیونی اقدام به امر به معروف و نهی از منکر کردند که با با برخوردهایی از مشت و لگد و الفاظ رکیک مواجه شدند تا ضرب و جرح تا مرز تخلیه ی چشم! این وضعیت برخورد با آمرین به معروف و ناهین از منکر است در حال حاضر. واقعاً عده ای این قدر موذی و پست فطرت و بی ایمانند، که چون این امر به معروف ها و نهی از منکرها، خوشی و اهدافشان را در خطر قرار می دهد، با علم به نیک بودن ان تذکرها، به این افراد برچسب فاسد الذهن بودن، منحرف بودن، نگاه جنسی داشتن و چرندیات دیگر می زنند.

روحانیون دلسوز، مجاهد، شجاع و کرخت نسبت به سرزنش و ملامت احمق ها، سرنوشت زیر پیرو امر به معروف و نهی از منکر برایشان اتفاق افتاده است:

تخلیه ی کامل چشم حجت السلام سید محمود مصطفوی منتظری، امام جماعت مسجد انصار الحسین (ع) تهران در تاریخ 10 اردیبهشت 1390

ضرب و جرح حجت الاسلام فرزاد فروزش، امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران در تاریخ 16 خرداد 1390

مضروب شدن روحانی جوان، علی خلیلی، با چاقو از ناحیه ی شاهرگ گردن در تاریخ 25 تیر 1390

گزارش پیرامون علت یابی این فجایع برای آمرین به معروف و ناهین از منکر


سؤال بنده از این افراد این است: نگاه ما جنسی و ذهن ما فاسد است؟ پس چرا پیامبر اکرم (ص) و سیزده معصوم دیگر (علیهم السلام) تا این اندازه در امور زن و مرد حدیث و روایت به جای گذاشته اند؟ آن هم احادیث و روایاتی که هم دقیق است و هم بعضاً تند و صریح! از حدیث هر که ازدواج نکند از من نیست بگیرید تا احادیث مربوط به اختلاط زن و مرد و معاشرت مسلمان با نامحرم و این که مردان نگاه نکنند و زنان خود را بپوشانند و امثالهم. حکایت حال این جماعت، همان «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» است که در آیه ای است حقیقتاً در این روزگار پر کاربرد.

نظر مخاطب وبلاگ و پاسخ بنده را در زیر مطالعه فرمایید:


نظر مخاطب:

سلام.

عرضم به حضورتون ؛ لااقل  اصلاح طلب ها  ظاهر و باطنشون یکیه

اصولگراها  تا میبینن فرزندانشون  گند زدن به اصولشون؛ برای خالی نبودن عریضه 

اعلام برائت میکنن

ولی همچنان فرزند برائت شده از رانت آقای پدر استفاده کرده و اون برائت برای بستن زبان امثال شماست.

____________________________


جهان برای زندگی در فضا داره آماده میشه ؛  شما هنوز گیر  تارهای موی زنان هستید.

ای بابا...  چقدر  منحرف هست ذهن شما.

تو این مقوله ی زن و حجاب  و مو و ...   اینقدر  درجا نزنید .

گذر کنید  بلکه  فکرتون ازاد بشه بتونید  یه کمکی به بشریت بکنید.

زن و مرد برابرند ...

موی سرشان رو زیر میکروسکوپ  نگاه کنید هیچ فرقی ندارد والا.

(  جمله ی آخر رو برای حرص دادن شما نوشتم ؛ شاید یه کم از این حرصی که به من میدید تلافی بشه )



مدیر وبلاگ:


بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اصلاح طلبان ظاهر و باطنشان یکی است؟!

ظاهر و باطن زهرا اشراقی یکی است که می گوید ما چادر را به احترام امام سرمان می کنیم وگرنه اصلاً اعتقادی به آن نداریم؟

ظاهر و باطن نعیمه اشراقی یکی است که همان حرف خواهرش را می گوید و با هفت قلم آرایش زننده عکس می گیرد؟!

ظاهر و باطن آن خانم هایی که در یادداشت هستند یکی است؟ در ایران با چادر، بیرون از ایران سر برهنه یا نهایتاً با مانتویی برای رفع تکلیف!

ظاهر و باطن جمیله کدیور در داخل و خارج ایران یکی بود؟

اصلاح طلبان که جای شما خالی همین دو ماه پیش بود برای چندمین بار با اصول گرایان وصلت کردند؛ آن هم وصلتی از جنس وصلت پسر باهنر با نوه ی محتشمی پور. پس آقازادگانشان را با هم مقایسه نکنید؛ بعضاً آقازدگانشان هم مشترک شده اند.

فرزندان اصلاح طلبان به اصول گرایان آموختند که چگونه می توان آقازاده بود و بی بند و بار. البته از جهت اقتصادی شاید آقازادگان اصول گرا وضع بدتری داشته باشند.

___________________________________

راستش ما از زمان حضرت محمد (ص) و به سبک حضرت محمد (ص) داریم درجا می زنیم. از همان زمان که لعنت می فرستاد بر زنانی که مو و گریبانشان را نمی پوشاندند و یا با بوی عطر به بیرون خانه می رفتند. ما از همان جماعتیم.

ذهن بنده منحرف نیست؛ بلکه گویا معاذ الله ذهن بنده و مسلمانان صدر اسلام و پیامبر و دوازده معصوم و انصار پیامبر و مؤمنان کل دوران و انقلابیون جمهوری اسلامی و همه ی حزب اللهیان دیگر، همه و همه اذهان منحرفی داشته اند! چرا؟ چون موی دماغ عیاشان و معاویه صفتان و یزید منشان و البته، عایشه دوستان شده ایم. آن ها فتنه می کرده اند، آن ها عیاشی می کرده اند، آن ها فسق و فجور می کرده اند، ولی ما که به رسم مولایمان حسین ابن علی (ع) امر به معروف و نهی از منکر می کردیم، متهم می شدیم به تهجر یا بدتر از آن، ذهن فاسد و منحرف!!!

الگوی شما، همان آمریکاست که پله به پله، هم زمان با پیمودن همان زندگی فضایی، زندگی حیوانی را بیش از پیش به پیش بردند، در فضا پایگاه فضایی تأسیس می کردند و در زمین هم هزاران عشرتکده و عیاش خانه و محمل زنا و فساد.

ما هم می فهمیم فضا چیست! ما هم فضایی هستیم! ما هم ماهواره ی میلاد پرتاب کرده ایم، ما هم ماهواره ی امید داشتیم، ماهواره ی نوید داشتیم، ماهواره ی سینا داشتیم. ماهواره های ظفر، امیر کبیر، رصد 1 و فجر را هم گوشه ی ذهنتان جا دهید.

موی سر را هیچ عاقلی زیر میکروسکوپ نگاه نمی کند، بلکه با چشم غیر مسلح می بینند و با دقتی عادی. گویا شما خیلی با دقت نظاره می کنید. ضمن این که این تفکرات از ذهنی معقول و دنیا دیده قطعاً خارج نمی شود. اگر موی زن و مرد یکی است، پس چرا از چند هزار سال پیش، خانم ها به فکر تزیین موهایشان بودند و از جاذبه های مسلم زنانه، مو محسوب می شد؟ پس چرا از چند صد سال پیش، قبل از این که دیوید بکام و محمدرضا گلزار یاد آقایان بندازند که آن ها نیز می توانند تا حدی -هرچند زنانه- خود را زیبا کنند، همه زلف یار و گیسوان پریشان را از ویژگی های منحصر به فرد خانم ها تفسیر می کردند؟

یاد آن روایت از پیامبر اکرم (ص) افتادم (نقل به مضمون):

روزی پیامبر اکرم (ص) با صحابه در حال گفت و گو بودند. پیامبر فرمودند: آیا می توانید زمانی را تصور کنید که شوهری نسبت به زنش غیرت نداشته باشد و زنش با ظاهری ناپسند بیرون آید و او هیچ نگوید؟ صحابه می گویند یا للعجب! نه پیامبر! چطور ممکن است؟! مردی غیرت نداشته باشد؟ مردی زنش را نهی از منکر نکند؟

پیامبر می فرمایند: بله! از این عجیب تر هم هست! آیا باور می کنید روزگاری فرا رسد که مسلمانان نه امر به معروف کنند و نهی از منکر؟ بی تفاوت باشند؟ مردم می گویند: نه پیامبر! چطور ممکن است؟ امر به معروف و نهی از منکر از واجبات مسلم است! اگر امر به معروف و نهی از منکر نشود، برکت از همه دور شده و دعای مسلمانان مستجاب نمی شود!

پیامبر می فرمایند: صبر کنید! از این عجیب تر هم پیش می آید.

صحابه با نهایت تعجب و حیرت می گویند: از این هم عجیب تر؟! بگو ببینیم آن دیگر چه بد روزگاری است؟!

پیامبر می فرمایند: روزگاری فرا می رسد که در آن، آمرین به معرف و ناهین از منکر، عملشان مذموم است. مردم آن ها را سرزنش می کنند و آن چه اتفاق می افتد، عکس آن است. مردم یکدیگر را امر به منکر می کنند و نهی از معروف و این همان آخر الزمان است!

ما هم در همین آخر الزمانیم و این که توسط امثال شما سرزنش شویم، هیچ هم عجیب نیست. موجب دلسردی ما هم نمی شود؛ ما عملاً سعی می کنیم حسینی رفتار کنیم، نه این که فقط و فقط سالی چند روز به حسینیه ها برویم و بگرییم و سینه بزنیم و بعد هم هم ما به ریش اصحاب کربلا بخندیم و هم نامسلمانان به ریش ما بخندند و هم امام زمان (عج) از سفاهت و بی شعوری و نفاق و بی ایمانی ما بگرید و خون به دلشان شود.

والسلام!



برچسب‌ها: اصلاح طلبان, امر به معروف و نهی از منکر, زهرا اشراقی, نعیمه اشراقی
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ساعت 23:59  توسط احسان رستگار   | 

پاسخ یکی از اساتید دلسوز دانشگاه تهران به اندر احوال دوستان 1


                                                           باسمه تعالي 

با سلام و مسرّت از تلاش و احساس مسئوليت شما جوانان عزيز در راه اعتلاي فرهنگ كشور و سرنوشت جامعه‌مان. راستش هفته گذشته؛ سه شنبه و چهار شنبه چندبار تلاش كردم كه با آدرس ارائه شده به وبلاگ شما سر بزنم كه موفق نشدم و آخر هفته هم شهرستان رفته بودم و امكان ارتباط فراهم نشد. خوشحالم كه توانستم به وبلاگ سر بزنم. از اول هم در نظر سنجي موجود شركت كردم و صلاحيت محصولي را براي وزارت تأييد كردم.

در مورد پاسختان به دوست مجهول الهويه كه ...

ما بقی در ادامه ی مطلب >>>

لطفا" شرکت در نظر سنجی ها فراموش نشود؛ سمت چپ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۴ساعت 20:53  توسط احسان رستگار   | 

اندر احوال دوستان 3


سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 10:31    توسط:نسیم

ظاهرا لینک شدنت به شهید مطهری فقط بابت این است که نوه اش هستی

و پدرت هم این افتخار را یدک می کشد که فرزند آن عزیز است.

شهید مطهری با مشی غیر منصفانه ی شما بیگانه است.

ظاهرا خدا کردان را باید به خاطر مدرکش بفرستد دوزخ!

از گناهان کبیره ای که آقای مطهری کشفش کرده اند!

آخر رساله تان در مورد این گناه توضیحات بیشتری بدهید حضرت آقا !

نان شهید مطهری را هم تازه تازه بخورید الآن وقتش است حواستان باشدآجر نشود!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                    بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام و احترام خدمت خانم نسیم!

1-بله ظاهرا" به همان  دلیلی که یکی از مدیران و نویسندگان وبلاگ نوه ی شهید مطهری است به وبلاگ هواداران آقای عل مطهری پیوند شده ایم. ولی این قدر ظاهربین نباشید؛ چون باطنا" محتوای وبلاگمان مقبول واقع شده است. چشم دل بگشا که جان بینی، آنچه نادیدنی است آن بینی. ضمنا" مگر شما که علاقه مند به رجا نیوزید، ما می گوییم چرا؟! گذشته از این، شما با حسن شهرت مشکلی دارید؟ 

ما بقی در ادامه ی مطلب >>>

لطفا" شرکت در نظر سنجی ها فراموش نشود؛ سمت چپ  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۴ساعت 0:42  توسط احسان رستگار   | 

اندر احوال دوستان 2



دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 0:24 توسط:...

سلام!

1)تو نوشته ات گفتی که هیچ یک از این دوتا برحق نیستند. یه سوال:تو که اینقدر شیفته ی شهید مطهری هستی آیا واقعا نمیتونی بین این دوتا (اصولگرایان و اصلاح طلبان)حق رو تشخیص بدی...!؟



2)تو نوشته ات گفتی که فقط حرف حق رو میزنی.یه سوال:اگه حرف حقی که میزنی مصداق "کلمه حق یراد بها الباطل"(حرف حقی که با نیت باطل و نادرست گفته میشود) چیکار میکنی؟



-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                    بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام دوباره به شما دوست مشتاق و کنجکاو

  1- اولا" فقط بنده این قدر شیفته ی شهید مطهری نیستم. ایشان آن قدر جذاب و دوست داشتنی بودند که هر انسان عاقل و دغدغه مندی شیفته و دلباخته ی این شخصیت والا مقام و عالم می شود. اگر کسی نشود باید به عقل و عدالت او شک کرد. ثانیا" بنا نداشتم که مطرح کنم، البته تا حد زیادی هم واضح بود ولی حال که می پرسید، بنده اصول گرا هستم. ولی از همان نوع اصول گرایی که ...

ما بقی در ادامه ی مطلب >>>

لطفا" شرکت در نظر سنجی ها فراموش نشود؛ سمت چپ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۲ساعت 7:57  توسط احسان رستگار   | 

اندر احوال  دوستان 1


پنجشنبه 28 آبان1388 ساعت: 22:8 توسط:...
با کوبیدن دو طرف به کجا میخوای برسی؟ بالاخره باید از بین این دوتا جناح یکی رو انتخاب کنی. بالاخره یکی از این دو جناح حرف حق رو میزنه دیگه! باید حواسمو. باشه که جبهه ی حق رو تضعیف نکنیم.
یا علی

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                    بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام دوست مجهول الهویة ی عزیز.  ممنون از اظهار نظرتان و این که وقت گذاشتید و  زحمت خواندن نوشته هایمان را به خود دادید.

اولا "اگر بخواهیم از زاویه ی دید شما بنگریم، گمان کنم اتفاقا" خبط  من این بوده که فقط طرف محبوب شما را کوبیده ام؛ چون اگر دقت کنید بنده به وضوح و با اشتیاق هرچه تمام تر از << طرفی >>  که گمان می کردم بر حق است  حمایت کرده ام.

 ثانیا" جسارتا" اگر بنده هم مانند امثال شما تنگ نظر بودم، فکر می کردم که یا  آقای احمدی نژاد بر  حق است، یا آقای موسوی، یا بسیج یا انجمن اسلامی و لا غیر. خیر، این چنین نیست. احدالناسی هم نمی تواند بنده را مجبور به انتخاب یکی از بین این دو کند. چون به نظر بنده، در حد انتخاب بین بد و بدتر مانعی ندارد، ولی ...

 <<< ما بقی در ادامه ی مطلب

لطفا" شرکت در نظر سنجی ها فراموش نشود؛ سمت چپ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۰۸/۲۹ساعت 19:44  توسط احسان رستگار   |