منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

ما همگی غلط می کنیم ...!

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 


این یادداشت طنز، در صفحه ی دوم شماره ی دوم «نسیم اعتدال» به چاپ رسید.


مجری: آقای رامین سلام! شب شما به خیر!

رامین: قبل از این که من جواب سلام شما رو بدم، شما این جملرو از کجا مطرح کردید؟

مجری: والا... این جملرو برا من نوشتن قربان.

رامین: خب غغغلط کردن نوشتن. این توهین به بنده است.

مجری: یعنی شما منکر این بحث می شین، این گفت و گو؟

رامین: شما غغغلط می کنین از قول من این اراجیف رو بگید.

مجری: ببخشید ... اِ! آقای رامین؟! [تلفن قطع شد. تا این جای مکالمه واقعی بود. از این جا به بعد خیالی است. البته اصلاً دور از واقعیت نیست!]

مجری: یعنی این که هی می گین غغغلط می کنین غغغلط کردین توهین به ما نیست؟

رامین: غغغلط کرده هر کی اینو توهین به حساب می یاره! پس شما توهین ندیدید!

مجری: گویا حق با شماست قربان! حتماً ما توهین ندیدیم.

رامین: غغغلط می کنین که توهین ندیدید! یعنی منظورتون اینه که من تو دروازه غار بزرگ شدم که توهین دیدم؟!

مجری: من نمی دونم قربان!

رامین: غغغلط می کنین نمی دونید. پس کدوم خری می دونه؟

مجری: آقای رامین لطفاً توهین نکنین قربان!

رامین: خر توهینه؟! پس کمثل الحمار یحمل اسفارا چیه تو قرآن؟ اونم توهینه؟ خدا هم توهین می کنه؟ خدا هم بد دهنی می کنه؟ غغغلط می کنین که به خدا تهمت می زنید!

مجری: ببخشید آقای رامین! ما غلط کردیم قربان.

رامین: شما غغغلط می کنین که غلط می کنید! مگه این جا شهر هرته؟!

مجری: این جا رادیو گفت و گوِ قربان!

رامین: مگه من نمی دونم اون جا کدوم قبرستونیه! منو مسخره می کنید؟! غغغلط می کنین که منو مسخره می کنید!

مجری: بنده خداحافظی می کنم قربان!

رامین: هنوز من سلام نکردم شما غغغلط می کنین خداحافظی می کنید! به چه جرئتی این جوری با من حرف می زنید؟!

مجری: پس من اصلاً دیگه حرف نمی زنم قربان!

رامین: شما غغغلط می کنین حرف نمی زنید! مگه دل بخواه شماست؟

مجری: آقای رامین خداحافظتون قربان.

رامین: شما غغغلط می کنین خداحافظی می کنید! خداحافظ و زهر مار! قربان و درد بی درمون! چرا مدام به بنده می گید قربان؟ می خواید مظلوم نمایی کنید؟ می خواید بگید خیلی مؤدبین! غلطای زیادی! مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور مردمی با رأی 24 میلیونی رو مسخره می کنید؟! پدر سوخته! بدم پدر پدر پدر سوختتو در بیارن ...؟!

 

لازم به ذکر است که آقای رامین پس از توهین به مجری برنامه، به هیچ وجه عذرخواهی نکرد و در نهایت اعتماد به نفس در مصاحبه ای گفت: با این حرفم (غلط می کنید!) جلوی یک فتنه را گرفتم!

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ساعت 13:21  توسط احسان رستگار   | 

نقد راست، نقد درست

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 


این یادداشت، به عنوان سر مقاله در شماره ی دوم « نسیم اعتدال » به چاپ رسید.


خدا را شاکریم که این فرصت نصیبمان شد تا بتوانیم در خدمت هم دانشگاهیان عزیزمان باشیم.

با در نظر گرفتن انبوه سایت های خبرگزاری و نشریات کاغذی، فلسفه ی وجودی نشریات دانشجویی زیر سؤال می رود. ولی آن چه برای ما هم شرط لازم است و هم شرط کافی، حرف بکر است. حرف بکری از زبان دانشجو، سخنی بکر برای دانشجو و بیان مطالبات دانشجویی. اگر در این راه، قضا و قدر با محبت دستان ما را بفشارند، اشتباهات مقامات عالی رتبه را در گوششان پچ پچ خواهیم کرد و اگر دستمان به آن ها نرسید، آن قدر فریاد خواهیم زد تا به گوششان برسد. هر کس اشتباه کند، گوشش را خواهیم پیچاند. هر که پا کج گذارد قلقلکش خواهیم داد و باز اگر دستمان به او نرسد، دیگران را قلقلک می دهیم تا به عمل نادرست وی با تمسخر بخندند، تا شاید فرجی شود و خود را اصلاح کند. به قول رئیس جمور محترم، "بالأخره نقد می نویسند تا فلانی دردش بیاید، به وی بر بخورد و خودش را اصلاح کند". برای جهانیان نیز تعیین تکلیف خواهیم کرد، استکبار جهانی و هر مستکبری را به زیر خواهم کشید و در کنار هم خواهیم آموخت که همه ی این ها که گفتیم یعنی چه.

نسیم اعتدال نشریه ای است مستقل که از طرف هیچ یک از تشکل های دانشجویی، نهادهای حکومتی، غیر حکومتی، NGOها، این طرف آب، آن طرف آب، روی آب، زیر آب، داخل صحراها و مسیرهای هوایی و زمینی پشتیبانی نمی شود و این بدان معناست که پس از ذات اقدس باری تعالی، شیشه ی عمر آن در دستان شماست. توقع ما هم کاملاً دانشجویی است؛ نشریه را بخرید. فقط همین! جای هیچ نگرانی نیست، ارزان است، هیچ سود مادی هم عاید ما نمی شود. قیمت یک نسخه از این نشریه، کم تر از قیمت یک عدد آدامس اوربیت است. اگرچه در نظر دانشجویان فرهیخته ی دانشگاه تهران، قطع به یقین جایگاه کالاهای فرهنگی با شکم جات قابل مقایسه نیست، ولی ما به شما گفتیم تا به خود یادآوری کرده باشیم تا شش دانگ حواسمان را جمع کنیم و بدانیم که با قشری فرهنگ دوست طرفیم.

نسیم اعتدال عموماً قصد ندارد تا مجیزگوی کسی باشد و بیشتر سعی در نقد مسائل مختلف روز را دارد. خدا را شکر، این قدر دیگر رسانه ها تعریف و تمجید را به حرفه ای ترین نحو ممکن انجام می دهند که به گمانم تکرار آن اعمال در این نشریه ی دانشجویی، کاری بس عبث باشد. البته اگر اتفاق یا خبری از دید عموم رسانه ها مخفی بماند یا مغفول واقع شود و درج آن مفید به نظر برسد، از تعریف و قدردانی هم هیچ ابایی نداریم. این ها نه به معنای سیاه نمایی است، نه نشان دهنده ی بدبینی ماست، نه دالّ بر آن است که ما 45 میلیارد دلار از آمریکا پول گرفته ایم، نه حاکی از خودفروختگی ماست، نه بیانگر خط گرفتن ما از آقای ه. ر. است. ما می خواهیم تا در جهت تنویر افکار عمومی و امر به معروف و نهی از منکر که از اوجب واجبات است، قدمی مثبت برداریم. اگر کسی می خواهد سوء برداشتی کند، همه ی این ها را بگذارد به حساب بی بصیرت بودن ما. البته «نسیم اعتدال» آماده ی دریافت هرگونه انتقاد و پیشنهاد در جهت ارتقای بصیرت خود می باشد. ضمناً «نسیم اعتدال» آماده است تا به طور تمام قد، خود را در معرض نقد تمامی عزیزانی که در لحظه لحظه ی زندگی شان، از مواهب توهم توطئه بی بهره نمانده اند، قرار دهد. ان شاء الله از شماره ی بعد، ستونی تحت عنوان «مهمانپذیر» یا همان «یادداشت مهمان» درج خواهد شد که می تواند پذیرای این دوستان نیز باشد که در صورت صلاح دید هیأت سردبیری، این قسم یادداشت ها، با درج نظر «نسیم اعتدال» در کنار آن به چاپ برسد.

ما نق نمی زنیم؛ نقد می کنیم. چه می خواهند اسم این نقدها را بگذارند دلسوزانه و چه مخرب، آن چنان تأثیری ندارد؛ چون هنوز دستگاه نیت سنج به بازار عرضه نشده است. اگرچه برخی روزنامه ها و سایت ها کارشان تحقیق، تفحص و تجسس در نیات است، ولی آن کسانی که ما می شناسیم و دیدیم که میکروسکوپ های نیت سنج در دستانشان گرفته اند، احتمالاً جزو آخرین گروهی خواهند بود که از موهبت چشم برزخی بهره مند می شوند. چون آیت الله العظمی بهجت، که چشم برزخی داشتند، بسیاری از مدعیان کنونی بصیرت را به شکل افعی، روباه، کفتار و دیگر انواع و اقسام جانوران رؤیت کرده بودند.

اگر امام خمینی و مقام معظم رهبری و دیگر عقلا می فرمایند که نقد باید دلسوزانه باشد، به این معنا نیست که به محض این که از کسی نقدی می شنویم، از وی علت جویی کنیم که "چرا فلان نقد را کردی؟ نیتت چه بود؟" خیر؛ منظور امام هم این نبود. مقصود ایشان این بود که بهتر است نقد دلسوزانه باشد، یعنی کسی که نقاد است، ملاحظه کند که مبادا به دلیلی جز رضای خدا و اصلاح خلق خدا نقد کند. مبادا به دلیل منویات شخصی اش حرفی بگوید. پس این جمله حقی را برای شخص نقد شونده ایجاد نمی کند؛ بلکه سفارش و نصیحتی اخلاقی است به شخص نقاد. کسی که نقد می شود، از آن جایی که اشرافی بر نیت بشر و عالم غیب ندارد، نمی تواند در صدد نیت شناسی و ذهن خوانی بر بیاید. این کار نوعی تجسس محسوب می شود و از آن جایی که منجر به سوء ظن و بدبینی به مسلمانان می گردد، شرعاً حرام است. تنها عمل معقول و مشروعی که از جانب شخص نقد شونده پذیرفته است، بررسی درست یا غلط و راست و دروغ بودن محتویات نقد است. اگر عیبی که در نقد بیان شده، واقعیت دارد، باید شخص نقد شونده در صدد رفع آن بر بیاید و اگر دروغ بوده، باید شخص نقاد را از اشتباهی که مرتکب شده یا تهمتی که زده آگاه سازد تا دامان شخص نقاد هم به گناه نسبت ناروا دادن آلوده نماند.

خلط مبحثی که از جانب برخی در این جا پیش می آید، داستان امام علی (ع) و خوارج است. آنان گفتند " لا حکم الّا لله " و امام علی (ع) نیز در جواب فرمودند: " هذا کلام الحق یرادوها الباطل ". بعضی این را نیت سنجی امام در نظر می گیرند، در صورتی که این قضاوت امیر المؤمنین، بر اساس حرف خوارج، پس و پیش حرفشان و نتیجه گیری و اعمال متعاقب آن حرف بوده است. وقتی عده ای از آیه ای از قرآن به نتیجه ای بر خلاف دیگر آیات قرآن می رسند، این به وضوح نشان دهنده ی باطل بودن آن مبنای فکری است. اگر ما در قرآن " لا حکم الّا لله " را می بینیم، " اطیعوا الله و اطیعوا الرّسول و اولی الأمر منکم " را نیز مشاهده می کنیم. پس حتی امام علی (ع) هم نیت سنجی نمی کردند و قضاوت ایشان بر اساس شواهد و قراین موجود و دلایل کافی بود.

و اما چرا «نسیم اعتدال»؟ نسیم؛ چون نماد زندگی و طراوت است و هر که را در مسیرش قرار بگیرد، از لطایف خود محروم نمی کند. نه باد است و نه طوفان؛ مطبوع است و دلنشین. همان طور که باران بر همه می بارد، نسیم نیز هیچ صورتی را از نوازش مهربانانه ی خود محروم نمی کند.

اعتدال؛ چون نه افراط را می پسندیم و نه تفریط را. اعتدال، چون «انتقاد، بر هر که جز معصوم رواست» و علاوه بر انرژی هسته ای «انتقاد! انتقاد! حق مسلّم ماست». اعتدال؛ زیرا قصد داریم ادراک و فهم خود از طعم لذیذ ریح میانه روی که اسلام ناب محمدی هم جز این نیست را در حد وسع و توان، به هم دانشگاهیان عزیز و دوستانمان بچشانیم.

لب کلام این که تمامی تجسس کنندگان و نیت سنج ها، دستگاه های نیت سنجی شان را غلاف کرده و فقط و فقط به راست یا دروغ بودن مطالب «نسیم اعتدال» بپردازند؛ نیت ما را خود می دانیم و خدای خود.

به عنوان حسن ختام، آیات و حدیث الهام بخش نسیم اعتدال را خدمتتان معرفی می کنیم، والسلام!  

وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوامًا. = آنان کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند. (فرقان، آیه ی 67)

«و کذلِکَ جَعلناکُمْ اُمَّةً وَسَطاً = و این گونه شما را امت میانه قرار دادیم». (بقره، آیه ی 14)

امام علی (ع) می فرمایند: خير الامور ﺃوسطها = بهترين كارها میانه روی است./بهترین کارها، اعتدال در آن هاست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۲ساعت 19:25  توسط احسان رستگار   | 

نظر دکتر کوشکی درباره ی «نسیم اعتدال»

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امروز آقای دکتر محمد صادق کوشکی، از اساتید کارشناسی ارشد دانشکده مان را دیدم؛ همان کارشناس ثابت برنامه های مناسبتی دیروز، امروز، فردا. وقتی شماره ی دوم نشریه را در دست ایشان دیدم، گفتم بروم ببینم نظر ایشان راجع به محتویات نشریه چه بوده است و اگر شماره ی اول را نخوانده اند، آن را هم تقدیمشان کنم. انصافاً منتظر انتقادی تند از جانب ایشان بودم و خود را برای هر حرفی آماده کرده بودم. قسمتی از گفت و گوی من با آقای کوشکی را در زیر بخوانید:

 

سلام آقای کوشکی! حال شما خوبه؟ دیدم نسیم اعتدالو برداشتین، شماره ی اولشم هست، می خواین بدم خدمتتون؟

- سلام. نه خیلی ممنون. هفته ی پیش برداشتم. خوندمش. شما صاحب امتیاز نشریه ای؟ آقای [نگاهی به سربرگ نشریه می کند]... رستگار هستین؟

بله متأسفانه!

- چرا متأسفانه؟

به خاطر این که فکر کنم شما اصلاً از یادداشتاش خوشتون نیومده باشه.

- نه اتفاقاً خوب بود. شماره ی قبلی رو که خوندم خیلی خوب بود. این نشریه کدوم وریه؟ مربوط به کدوم تشکله؟

مربوط به هیچ تشکلی نیست، ولی خط فکری ما به همون به قول بعضی ها خواص بی بصیرتو اینا نزدیکه.

- چرا بی بصیرت؟

ما که طبیعتاً خودمون به خودمون نمی گیم بی بصیرت! [خنده] منظورم لطفی هست که بعضی ها به این خط فکری سیاسی دارن.

- نه به نظر من بی بصیرتی نبود. همون یادداشت لبنان خیلی خوب بود. 

[از آن جایی که اکثر اصطلاحاً حزب اللهی ها مخصوصاً از آن یادداشت انتقاد کرده بودند کلی تعجب کردم] جدی؟! یعنی واقعاً خوشتون اومد؟ به نظرتون تحلیل معقولی بود؟

- آره! به نظر من که اتفاقاً خیلی هم درست بود. واقع بینانه ترین نقدی بود که تا به حال درباره ی سفر آقای احمدی نژاد به لبنان خونده بودم. با این دیدگاه هیچ نقدی تو هیچ سایت و روزنامه ی دیگه ای نخونده بودم.

چه جالب. فکر نمی کردم خوشتون اومده باشه. آخه از اون یادداشت سوء برداشتای زیادی شد. ولی منظور اصلی من فقط همین بود که اهالی لبنان مثل مردم ایران آقای احمدی نژاد رو نمی شناسن؛ وگرنه اون جوری نمی رفتن استقبالش.

- نه! مردم ایران هم نمی شناسنش.

[در این لحظه خنده ام گرفت.] بالأخره در مقایسه با مردم ایران خیلی کم تر ایشون رو می شناسن.

- آره. مهم اینه که ما مسائل سیاسی رو جدای از این که از فلان حزب خوشمون می یاد، یا از آقای احمدی نژاد خوشمون می یاد یا بدمون می یاد چجوری بررسی کنیم. دانشجوی ارشدی یا کارشناسی؟

کارشناسی.

- این خیلی خوبه که دانشجوی ما به این قدرت تحلیل برسه که بتونه مسائل رو از این دید نگاه کنه. یعنی اون اتفاقی رو که افتاده بگه، همین. به خاطره حزب و گروه مورد علاقمون واقعیت رو تغییر ندیم. این یادداشت نشون می داد که نویسنده با مردم لبنان آشناست. این که مردم لبنان دیدشون نسبت به آقای احمدی نژاد چیه و دید مردم ایران چیه. به نظر من که خیلی یادداشت خوبی بود. مثلاً بعضی ها که اومده بودن از دید دیگه ای به قضیه نگاه کنن گفته بودن که از ایران اتوبوس بردن و ایرانی ها رو بردن لبنان.

نه ما که حرفمون اصلاً این نبود.

- می دونم. منم دارم می گم این تحلیل جامع و منطقی بود.

یعنی شما در کل نظرتون نسبت به محتویات نشریه مثبت بود؟

- آره. به نظر من که خوب بود.


به دلیل جلوگیری از اطناب، گفت و گو خلاصه شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ساعت 23:50  توسط احسان رستگار   | 

مصاحبه ی اختصاصی «نسیم اعتدال» با علی مطهّری

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ان شاء الله در شماره ی بعدی، مصاحبه ی اختصاصی این نشریه را با علی مطهّری خواهید خواند؛ مصاحبه ای نسبتاً مفصل، از آقای مشایی گرفته تا لایحه ی حمایت از حقوق خانواده و هیأت نظارت بر مطبوعات.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۹ساعت 0:24  توسط احسان رستگار   |