منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

فقدان حزب فقط به نفع دولت حاكم است نه امت


پاسخی به سرمقاله طوماری كلهر در روزنامه ایران + متن قانون اساسی

حزب حق شرعی و قانونی هر گروهی است


بسم الله الرّحمن الرّحیم

احسان رستگار، سرویس سیاسی نیمروز: مهدی کلهر، مشاور فرهنگی سابق دولت نهم و دوست هنوز وفادار احمدی نژاد (به سبک غلامحسین الهام)، یادداشتی یا طوماری در شماره ی شنبه، 2 دی، در روزنامه ی ایران نوشت با عنوان «حزب مدعي است فهم و بصيرت ما از مردم بيشتر است». لب کلام این یادداشت قریب به 2500 کلمه ای که در صفحات 1، 2 و 3 روزنامه چاپ شده بود، بی خاصیت بودن حزب و تفرقه انگیز بودن حزب و نیز بی اصالت و ضد انقلاب بودن و تضاد داشتن حزب با هویت نظام اسلامی و انقلاب بود.

به گزارش نیمروز، لازم به ذكر است كه محمود احمدی نژاد در سال 89 در یک سخنرانی عنوان کرد «نظام ما فقط یک حزب دارد و آن ولایت است» که آن هم یک هم آسمان و ریسمان بافی بود جهت اثبات حقانیت این که فقط ما خوبیم و فقط حزب الله خوب است و فقط یک حزب در نظام خوب است و همه ی این خوبی ها در ما جمع شده و در نتیجه ما تنها حزب خوب و حزب اللهیان خوب و یا خوبان حزب اللهی حزبی هستیم و بس!مبحث مشابه را مطرح كرد كه برای یادآوری، پاسخ به آن مبحث كه مرتبط با همین موضوعات مطروحه در یادداشت مهدی كلهر است، یادداشتی منتشر خواهد شد؛ یادداشتی تطبیقی بین سخنان امام و شهید مطهری و احمدی نژاد.

در زیر دو بند از جملات محوری و مهم تر ایشان آورده شده و در ادامه دلایل رد این نظرات می آید.

"در انقلاب اسلامي يك جريان بيشتر وجود ندارد و آن جريان امت و امام است و اگر بخواهيم يك واژه‌اي كه به طور كامل بر پشتوانه اسلامي و ديني است را انتخاب كنيم، همان «امت و امام» بهترين واژه است. بنابر اين من گزاره جريان اصلاح‌طلب، اصولگرا يا هر جريان ديگري را براي مصادره انقلاب اسلامي مناسب نمي‌دانم. ما يك جريان اصلي در انقلاب اسلامي داريم و تا به حال هم همين جريان اصلي انقلاب را پيش برده و به ياري خدا پيش مي‌برد ...

استدلال اصلي كه نانوشته است و هيچ وقت هم گفته نمي‌شود اين است كه تو نمي‌فهمي و ما احزاب به جاي تو تصميم مي‌گيريم. تو سوادش را نداري و ما براي تو انتخاب مي‌كنيم. ما به عنوان احزاب، تكنوكرات‌ها را مي‌شناسيم و تو نمي‌شناسي. هيچ گاه نمي‌گويند ما مي‌خواهيم اموال تو را غارت كنيم و بر تو حكومت كنيم. تمام اين احزاب در كشورهاي به اصطلاح دموكراتيك با اين نيت پا به عرصه مي‌گذارند كه ما برتريم. ما بهتر از عوام مي‌فهميم. ما نخبگان سياسي هستيم."

در مورد بند اول باید گفت که اگر اصلاح طلبی و اصول گرایی اساساً باطل بودند و ذاتاً اشتباه، هیچ گاه رهبری در سخنرانی هاشان بارها و بارها به تبیین اصول گرایی صحیح و اصلاح طلبی صحیح نمی پرداختند. طبیعی است که ولی فقیه جریان های مصادره گر را تبیین و تعریف نمی کند، همان طور که ایشان هیچ گاه جنبش فتنه گر و مصادره گر سبز را تبیین نکردند. پس هر جریان و گروه و حزبی الزاماً مصادره گر و مضر به حال انقلاب و امت و نظام نیست. حالا که دولت به پایان کار خود نزدیک شده، خیلی جالب است که هم خود و نیز دولت های پیش از خود را در راستای یک هدف و یک آرمان و یک جهت می داند «"ما يك جريان اصلي در انقلاب اسلامي داريم و تا به حال هم همين جريان اصلي انقلاب را پيش برده و پیش می برد"». دو برداشت می توان از این جمله کرد؛ یکی این که ترجیح می دهیم در این 6 ماه آخر، سعی کنیم با همه مهربان باشیم و خاطره ی تلخ ستیز با همه ی جناح ها را از ذهن مردم پاک کنیم و بگوییم همه ی دولت ها انقلابی بودند. برداشت دوم این است که جریان اصلی ما هستیم و مابقی جریان اصلی نبوده اند و انقلاب را پیش نبرده اند و همین اندازه هم که تا کنون انقلاب پیش رفته، مرهون زحمات ماست و خلاصه ما کلی منت سر انقلاب و ملت نظام داریم و باز هم ما پشت فرمان خواهیم بود حتی بعد از این 6 ماه.

در مورد استدلال دوم آقای کلهر که بسیار عجیب است باید گفت که ، اما احزاب در آمریکا به جای مردم تصمیم می گیرند و آن به دلیل معایب قانون اساسی آمریکاست که رأی دهی الکترال یا با واسطه است. پس می توان حزب داشت و آن حزب به مردم تحمیل عقیده نکند، بلکه فقط فضایی باشد جهت معرفی افکار و آشنایی با گفتمان ها، نیت را هم می توان بر اساس اسلام خالص و صادقانه کرد.

ضمناً اصلاً فرض شما به این معنا درست که احزاب می گویند ما از مردم بیشتر می فهمیم، آیا این توهین به مردم است؟ این که یک پزشک به بیمار می گوید من بیماری و درمان تو را می دانم و تو نمی دانی و می خواهم به کمک و با همکاری هم آن درد را درمان کنیم ایرادی دارد؟ این که یک استاد به دانشجو بگوید بیا سر کلاس بنشین تا این علم را به تو بیاموزم توهین به دانشجوست؟ پس این که حزب به مردم بگوید بیایید در گروه، حزب و دسته ی ما عضو شو و ما آن چه می فهمیم و می دانیم به تو بگوییم اصلاً نه توهین است و نه تحقیر، اتفاقاً عین تکریم و احترام و خدت به مردم است.

 

حزب تحقیقاً می تواند به عنوان ابزاری اسلامی و انقلابی در اختیار امت و ملت باشد؛ ابزاری جهت انتخاب دقیق تر و آسان تر مسئولان و حاکمان از جانب مردم. حزب فرصتی را در اختیار امت قرار می دهد تا با آشنایی با طیف های مختلف و جریان های متفاوت سیاسی، بتوانند «فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنة» را جامعه ی عمل بپوشانند و بعد از ورود به حزب هم فکر خود، بر اساس آیه ی شریفه ی «و امرهم شورا بینهم»، هدف سیاسی یا عقیدتی خود را –که منطبق با اسلام است- با تبعیت از آیه ی «ید الله مع الجماعة»، به بهترین نحو ممکن عملی سازد.

حزب می گوید دغل بازی ممنوع، هر کس صدای خود را فریاد کند.

مهدی کلهر در یادداشتش اشاره می کند به آمریکا و نظام دو حزبی و ظالمانه اش؛ بایدغرض کنیم که فقط جمهوری اسلامی ایران است که می گوید هم سیاست داریم و هم آن سیاست منطبق است با تعالیم اسلامی. پس این که در آمریکا یا دیگر کشورها، حزب چگونه عمل می کند، نشان دهنده ی عیب کار آن هاست و نه قبح ذاتی و ماهوی حزب. به عبارتی اثبات شیء، نفی ما دا نمی کند. چون آمریکا نمی تواند یا نمی خواهد فعالیت حزبی را عادلانه اجرا و عملی کند، نشان دهنده ی خباثت یا بی عرضگی آن هاست و نه رد فواید حزب. حتی اگر در این اتفاق در ایران هم رخ داده بود، نمی شد بگوییم که چون برخی فعلیت موفق حزبی نداشته اند یا بعضی احزاب در جهت منافع ملی یا مصالح نظام گام بر نداشته اند، پس حزب کلاً وجودش مضر است. در چنین موقعیتی نیز می توان گفت هر عیب که هست از مسلمانی ماست!

اگر بخواهیم چشممان به دهان آمریکا و دیگر کشورها باشد، کلاً باید دور اعتماد به نفس و خلاقیت و ابتکار عمل را خط بکشیم. مثلاً اگر ما بخواهیم از دیار عرب و شرق درس بگیریم، آیا می توانیم دم از علوم انسانی اسلامی بزنیم؟ آیا وقتی همه ی کشورها سعی می کنند با آمریکا و رژیم صعیونیستی یا رایزنی کنند یا تعامل و یا حداقل تعارض و دشمنی مستقیم و بی واسطه نداشته باشند، ما می توانیم خلاف جهت آب شنا کنیم و برعکس همه، با آن ها مخالف باشیم؟

پس ما آموخته ایم که هم سیاست مدار باشیم و هم حکومت تشکیل دهیم؛ سیاستمان اسلامی باشد و حکومتمان جمهوری اسلامی. سیاستمان الهام گرفته از ماکیاولی نباشد و حکومتمان نیز بر پایه ی سکیولاریزم عیان یا پنهان بنا نشده باشد. ما معتقدیم که می توانیم علوم انسانی را اسلامی و علوم بیگانه را بومی کنیم. این همه ادعا و شعارهای بزرگ می دهیم، آن وقت کارمان به جایی رسیده که می گوییم که از یک طرف، غربی ها از احزاب سودی نجسته اند پس اصولاً حزب محکوم به فنا و انحراف است. از سوی دیگر می گوییم امام چون مدام می گفته اند امت و آحاد مردم و تأکیدشان روی مردم بوده، پس نظرشان در مورد حزب منفی بوده است. پس چگونه می توان دریافت که همان امام دستور تأسیس حزب جمهوری اسلامی را با شاخص ترین انقلابیون آن زمان مانند شهید آیت الله بهشتی، رهبری، آیت الله هاشمی و دیگر بزرگان صادر کردند؟! شبیه این است که بگوییم چون امام خیلی به عرفان و تهذیب نفس و تقوا تأکید داشته اند، پس نسبت به ورزش و تقویت جسم چان حسن نظری نداشته اند!

سخن آخر! آقای کلهر! حزب برای برنامه ریزی و صرفه جویی در زمان، انرژی و بودجه است. البته که شما و طیف دولتی ها به هیچ حزب  فعالیت حزبی احتیاج ندارید، چون به آب کر وصلید. حزب برای فعالیت پاک، اصولی، قانونی و با بودجه ی محدود است. آن کس که به دلیل تصدی گری در حکومت محدودیت بودجه ای ندارد، معلوم است که ترجیح می دهد دیگران فعالیت حزبی نکنند و نظاره گر باشند، نه کنشگر سیاسی. این را نیز همه می دانند که حتی اکنون که حزب نداریم، ده ها گروه سیاسی در حال فعالیتند که عملاً هیچ تفاوتی با فعالیت حزبی ندارند، ولی از نظر سازمانی، قانونی و فواید، نوعی حزب عقیم شده و نازا هستند. پس زمانی که نمی توان جلوی فعالیت گروه های مختلف به دلیل داشتن سلایق مختلف را گرفت، چرا این فعالیت ها را در قالب حزب، در چارچوبی قانون، سازمان یافته، منسجم، مولد و مفیدتر به حال امت و نظام در نیاوریم؟! فقدان حزب، تنها به نفع دولت حاکم است و بس؛ نه نظام و نه امت.

 


بعد التّحریر:

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «حفا نیوز»



برچسب‌ها: مهدی کلهر, محمود احمدی نژاد, سایت خبری تحلیلی نیمروز, نیمروز
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ساعت 17:29  توسط احسان رستگار   |