منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

رهبری محکوم کردند،شاگرد شریعت مداری تشکیک کرد،قدیانی به شوخی گرفت

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

  


برخی از دوستان می پرسیدند که چرا درباره ی فحاشی به فائزه هاشمی سکوت کردی؛ قطعاً سکوتی در کار نبوده، بلکه به دلیل محدودیت امکان رو به رو کردن مخاطبین با یادداشت های جدید و لزوم دیده شدن هر مطلب، شاید چندان درست نباشد بیشتر از روزی یک بار وبلاگ به روز شود. به هر حال این یادداشت حاوی دو موضوع است؛ یکی در رابطه با فحاشی به فائزه و دیگری درباره ی «دیروز، امروز، فردا»ی دیشب. طولانی است ولی حداقل قسمت های گزینش شده را حتماً بخوانید!

مهدی محمدی، دبیر سیاسی روزنامه ی کیهان به همراه دکتر محمّد مرندی مهمانان دیشب برنامه ی «دیروز، امروز، فردا» بودند.

فارغ از مباحث جالبی که از جانب محمّد مرندی -فعال ترین مناظره کننده ی مدافع جمهوری اسلامی ایران در برنامه های انگلیسی زبان که در شبکه هایی هم چون بی بی سی و العربیه بیش از ۱۰۰ بار حاضر شده است- مطرح شد، صحبت های مهدی محمدی که خود را مدیون استاد مخصوصش حسین شریعت مداری می دانست، نظرم را جلب کرد.

۱- محمدی در قسمتی از صحبت هایش که انسان را یاد استادش می انداخت، جمله ای را بر زبان آورد که تنها یک تفسیر داشت. وی گفت: "انگلیسی ها به کروبی زنگ زدن و بهش گفتن برا ۲۵ بهمن بیانیه بده." به گمانم نیاز به توضیح نداشته باشد که جز از طریق شنود نمی توان متوجه شد که چه کسی به کروبی یا هر کس دیگری زنگ زده یا نزده و چه گفته یا نگفته است. شنود مکالمات کروبی و موسوی هم کاملاً معقول، منطقی و قانونی است؛ اما چرا کسی که سمتش روزنامه نگاری است، باید از محتویات شنودها آگاهی داشته باشد؟ حتی چرا و چگونه حسین شریعت مداری از مکالمات و محتویات شنودها آگاه می شود. آیا قانوناً در این باره توجیهی وجود دارد؟ آیا حسین شریعت مداری، علاوه بر مدیر مسئولی و نماینده ی ولی فقیه در روزنامه ی کیهان، سمتی مثلاً در وزارت اطلاعات دارد؟ اگر ندارد پس نباید به وی اطلاعاتی را که کاملاً طبقه بندی محسوب می شود، به دستش برسد. مخصوصاً این که تجربه ثابت کرده که ایشان ظرفیت اطلاعات زیاد را ندارد و ممکن است به بدترین نحو ممکن که موجبات وهن نظام و تفرقه در جامعه را به همراه داشته باشد، اطلاعات را در سرمقاله ها یا ته مقاله هایش بروز دهد که این موجب مخدوش شدن نظام ما می شود. این چه نبرد نا برابری است که یک روزنامه نگار، به اطلاعات طبقه بندی شده ی وزارت اطلاعات دسترسی داشته باشد، آن وقت آن یکی روزنامه نگار، مدیر مسئول یا سردبیر، تلفن هایش شنود شود!

۲- در اواسط برنامه، جمله ای را گفت که مشخصاً تفرقه انگیز و کذب بود. وی تلویحاً فیلم فحاشی به فائزه هاشمی را بدون این که نامی از او ببرد، مشکوک خواند و گفت چنین اعمالی ممکن است مظلوم نمایی باشد. این نکته نیز که خلاف نظر تمامی عقلا و نیز سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار دیروز با خبرگان بود، از آن جا که هویت سعید تاجیک و بسیجی و رزمنده بودن وی کاملاً محرز و علایق سیاسی او نیز کاملاً مشخص است، محلی از اعراب ندارد که مهدی محمّدی هدفی جز مشغول کردن و منحرف کردن ذهن مردم -از واقعیت و فاجعه ای که همانا فحاشی به رکیک ترین حالت به ناموس است و عادی سازی آن- ندارد.

۳- اظهار نظر عجیب دیگری که محمدی کرد، این بود که "موسوی پشت Skype می نشسته و خارجی ها (رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلستان) بهش می گفتن که چی بنویسه و بیانیه بده. چون ایناها اصلاً اهل بیانیه دادن نبودن. اصلاً بلد نیستن بیانیه بدن. دیدین که بعد از این که خارجی ها فهمیدن خودشون مستقیماً می تونن اغتشاشاتو کنترل کنن، دیگه این آقا هم بیانیه ای نمی ده!" بر فرض این که موسوی و کروبی هر دو توانایی بیانیه دادن ندارند، ولی آیا مشاورینشان، دوستانشان و همفکرانشان که بسیاری شان اساتید دانشگاه هستند هم نمی توانند آن ها را که شاید به نظر مهدی محمدی احیاناً سیکل هم ندارند (!) تا بتوانند بیانیه بنویسند را کمک کنند؟!

 

همان طور که توقع می رفت و پیش بینی می شد، دو محور مهم بیانات مقام معظم رهبری، پیرامون انتخابات مجلس خبرگان رهبری و نیز انتقاد از بی اخلاقی های اخیر مانند فحاشی به دختر آیت الله هاشمی توسط سعید تاجیک که مستأسفانه آبروی رزمنده ها و بسیجی ها را برد و نیز اهانات قدیانی در وبلاگش که تنها یکی از اهاناتش، فاحشه خواندن فائزه هاشمی بود و تقدیر از فحاشی سعید تاجیک. مقام معظم رهبری فرمودند:

"فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، يكى از آن چيزهایى است كه اسلام مانع از آن است [پس چرا اسلامی که سعید تاجیک و حسین قدیانی به آن معتقدند، مانع از آن نیست؟]؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسى است [ولی متأسفانه خلاف اخلاق و عقل تاجیک و قدیانی نیست]. اين كار علاوه بر اينكه فضا را آشفته می كند و اعصاب آرام جامعه را به هم می ريزد -كه امروز احتياج به اين آرامش هست- خداى متعال را هم از ما خشمگين می كند. [پس سعید تاجیک و حسین قدیانی مخل آرامش جامعه و خشنودی خداوند هستند.] من می خواهم اين پيامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه يا حرف می زنند، يا می نويسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگ ها [اگر همین طور پیش برود، دفعه ی بعدی رهبری مجبور می شوند نام حسین قدیانی را هم بیاورند. کار به کجا رسیده که یکی دو دهان دریده، رهبری را مجبور کرده اند که وبلاگ خوان شوند و هرزنوشته هاشان را رصد کنند!]. همه‌ ى اين ها بدانند [یعنی سعید تاجیک و حسین قدیانی و امثالهم]، كارى كه می كنند، كار درستى نيست. مخالفت كردن، استدلال كردن، يک فكر سياسى غلط يا يک فكر دينى غلط را محكوم كردن، يک حرف است، مبتلا شدن به اين امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سياسى، يک حرف ديگر است؛ ما اين دومى را به طور كامل و قاطع نفى می كنيم؛ نبايد اين كار انجام بگيرد. متأسفانه بعضى اين كار را می كنند [مثلاً سعید تاجیک، حسین قدیانی و امثالهم]. من به خصوص به جوان ها توصيه می كنم. بعضى از اين جوان ها [دور از جان سعید تاجیک و حسین قدیانی؛ البته تاجیک تقریباً میان سال است نه جوان] بلاشک مردمان با اخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خيال می كنند اين وظيفه است؛ نه، من عرض می كنم اين خلاف وظيفه است، عكس اين وظيفه است.

... همان طور كه امام بارها می فرمودند، گاهى اين جور افراد وارد اجتماعات پرشور و مؤمن و مخلص می شوند و آن ها را به يک سمتى و يک حركتى می كشانند [مثلاً سعید تاجیک، حسین قدیانی و امثالهم؟]. ...

بنابراين من به خصوص از جوان ها می خواهم كه نگذارند اين فضاى غيبت و تهمت و فحاشى و هتاكى و شكستن حرمت ها ادامه پيدا كند [به روی چشم! سمعاً و طاعتاً! هر کسی خواست چنین غلطی کند، قطعه اش را قطعه قطعه می کنیم!]. وقتى كه ادامه پيدا كرد، طبعاً همان طور سرايت هم می كند -مثل بيمارى مسرى [مثل مخاطبین وبلاگ قدیانی که مانند سادیسمی ها با شنیدن فحش های او احساس آرامش می کنند؟]. "
 

به گزارش مشرق، آیت الله مکارم شیرازی صبح دیروز، چهارشنبه در بخشی از سخنان خود در آغاز درس خارج فقه در مسجد اعظم قم، با تأکید بر ضرورت رعایت اصول اخلاقی در قلم و بیان، گفت: "طرف هر کس می خواهد باشد، ما در نظام اسلامی زندگی می کنیم، برادرها، خواهرها و به ویژه کسانی که خود را منتسب به حزب الله می کنند، باید خیلی مراقب زبانشان باشند. من فیلم این قضیه را دیدم که بسیار زننده بود.

نشانه ایمان انسان این است که زبان و قلم او چاک و بند داشته باشد [حیف که سعید تاجیک و حسین قدیانی چاک دارند ولی بند ندارند!]

اختلاف های سیاسی سبب نمی شود قلم و زبان روی حساب و کتاب نباشد، قلم و زبان ها باید روی حساب و کتاب باشد، ما باید مراقب باشیم که نگویند در نظام اسلامی این مسائل رخ می دهد، افراد نیز باید مراقب باشند.

ما معتقدیم قیامت و حساب و کتابی در کار است و کوچک ترین حرف های ما نیز نوشته شده و روزی به آن رسیدگی خواهد شد [سعید تاجیک و حسین قدیانی هم معتقدند؟!]."

 

دیروز ۲۰:۳۰ هم ناگهان به طور کاملاً اتفاقی [باور نکنید] پس از سخنان رهبری در دیدار دیروز با خبرگان، اتفاقی یادش افتاد که دو هفته ی پیش چنین اتفاقی افتاده و به فائزه هاشمی حروم زاده، --ده و فاحشه گفته اند، آیت الله هاشمی را سگ و آشغال نامیدند و خواهرزاده اش را با شوکر مضروب کرده اند و فحاشان و ضاربین هم خودشان فیلمش را روی یوتیوب قرار داده اند.

نکته ی جالب توجه این است که قدیانی پس از صحبت های دیروز مقام معظم رهبری، یادداشتی را که هفته ی پیش نوشته بود و حاوی فحش های فراوانی هم چون فاحشه (به دفعات) به فائزه هاشمی و نیز پفیوز نامیدن علی مطهری در قسمت نظرات بود را اصلاح کرد که در نوع خود عملی مثبت است ولی سپس یادداشتی را با عنوان «دفاع تمام قد قطعه ۲۶ از مسئولان نظام» درج کرد که عملاً تمسخر تمام قد مسئولین و دهان کجی به سفارشات رهبری بود. واقعاً مایه ی تأسف است. 

در انتها دو سؤال: به نظر شما چرا حتماً باید مقام معظم رهبری این عمل را رسماً تقبیح نمایند تا کسانی هم چون قدیانی که به بی بند و باری قلم شهره هستند، عقب نشینی و قسمتی از یادداشت های سراسر فحش و توهینشان را اصلاح یا پاک کنند؟ آیا به اندازه ی کافی در احادیث و قرآن کریم فحاشی و مخصوصاً قذف (فحش ناموسی و نسبت ناروای جنسی مانند فاحشه!) تقبیح و گناه کبیره معرفی نشده و جایگاه فحاشین در قعر جهنم نیست؟ سؤال دیگر این که اگر خدای ناکرده، همین فردا عده ای اوباش به ناموس حسین قدیانی یا همین سعید تاجیک فحاشی کنند، عکس العمل آن ها چه خواهد بود؟ آیا مانند آیت الله هاشمی مماشات می کنند و بزرگواری به خرج می دهند یا شخصاً و رأساً اعدامش می کنند؟! 


بعد التّحریر:

۱- الآن حدوداً ساعت 3 و ربع شنبه است. توجیه مضحکی که از سوی «رجانیوز» مطرح شده بود که فراموش کردم به آن بپردازم و آن این بود که می گفتند قوه ی قضائیه باید فائزه را دستگیر می کرد و مقصر قوه قضائیه است که می گذارد راست راست فائزه هاشمی در شهر بچرخد و فتنه گری کند و به نظام فحاشی کند. این توجیه مانند این است که معاذ الله نادانی بگوید، تقصیر خدا بود که یزید را آفرید که بیاید به سپاه عمر سعد دستور دهد که راه بر امام حسین (ع) ببندد و ایشان را به شهادت برساند!!!

۲- مهدی محمّدی که سعی داشت خودش را مانند استادش اخلاق گرا (!) نشان دهد، به هر کافر، فاسق، ظالم و مستکبری که می رسید می گفت آقای فلانی، خانم بهمانی، آقای نتانیاهو، خانم رایس، امّا در کمال تعجب وقتی به نام آقایان موسوی و کروبی رسید، از آن ها که اصلاً اکراه داشت اسمشان را بر زبان بیاورد، معمولاً با نام های موسوی و کروبی یاد می کرد. آقای کیهان! شما که می گویی سران فتنه گماشته ها، حقوق بگیران و ایادی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلستان هستند، پس چرا همان شیاطین بزرگ را محترمانه نام می برید، ولی کسانی را که مدت ها مسئولین رسمی جمهوری اسلامی بوده اند این گونه تحقیر آمیز یاد می کنید؟ مقام معظم رهبری می فرمایند جناب طلحه و جناب زیبر، ولی امان از شما که ولایت مداری فقط لق لقه ی زبانتان است و در عمل نه اخلاق دارید و نه ولایت مداری.

۳- همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «الف»

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۱۲/۲۰ساعت 15:29  توسط احسان رستگار   |