منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

انتقاد صریح رهبری به قدیانی این بار در درس خارج فقه

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم


برای اولین بار در خطبه‌ هاى نماز جمعه ‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۸۹ بود که مقام معظم رهبری به طور غیر مستقیم به حسین قدیانی و امثال وی تذکری داد که گویا همه فهمیدند و قبول کردند که رهبری با وی بوده اند جز خودش. در آن سخنرانی ایشان فرمودند: "من می خواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوان هاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف می زنند، می نويسند، اقدام می كنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اين جور نباشد كه مخالفت با يک كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد."

اما این بار ایشان آن قدر واضح اشاره کردند که به گمانم خود آقای قدیانی هم قبول کند که مخاطب این بیانات، وی و امثال او بوده اند. بخوانید؛ آن قدر جذاب بود که نتوانستم قسمتی از آن را حذف کنم. کامل بخوانید. ضمناً در انتهای متن می توانید فایل صوتی جلسه را نیز بارگیری کنید.


حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه ی درس خارج فقه سه شنبه 7/10/1389 در ذیل بحثِ موارد استثناء از حكم حرمت غیبت، در پاسخ به سؤالی پیرامون صدق غیبت در مواردی چون ذكر در نوشته، وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر و انتقال آن، فرمودند:
 
"اينى كه اصلاً اين كار [غیبت] جايز است يا جايز نيست ولو به قصد اصلاح باشد، اين را نميشود به طور مطلق يك چنين چيزى را پابند شد؛ كه ما بگوئيم ما چون ميخواهيم در امر جامعه اصلاح كنيم، پس زيدى را، عمروى را يا يك جريانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهيم، غيبت كنيم؛ حالا آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، خيلى اوقات به غيبت هم اكتفاء نميكنند؛ خب، ملاحظه ميكنيد ديگر. گاهى چيزهائى را مى‌آورند كه معلوم نيست حدِّ غيبت(1) بر او صادق باشد؛ شايد مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غير علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نميشود اين را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراين اين جايز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است كه [در كتب فقهی] ذكر شده است.

منتها بايد اين موارد صدق كند، احراز بشود. اين خیلی مهم است. واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان [باید توجه كنیم]، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غيبت شامل همه‌ى اينها ميشود؛ يعنى ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلّماً. شنيدن به گوش خصوصيتى ندارد، خواندن تو نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تأكيد كرديم و عرض كرديم.

خب، دوربين هم همين جور است. فرض كنيد كه اگر چنانچه انسان يك خطائى را از كسى ديد، اين را رفت با دوربين ثبت كرد، بعد آمد يك جائى نشان داد؛ اين هم همان است ديگر، چه فرقى ميكند؟ يعنى بايستى واقعاً به اینها توجه كرد. محيط را بايد محيط اخلاقى كرد. ما اگر بخواهيم جامعه را اصلاح بكنيم، اين اصلاح فقط به اين نيست كه انسان از افراد غيبت بكند. راه‌هاى ديگرى هم وجود دارد. حالا من غيبت را عرض ميكنم. فضلاً(2) از تهمت و افتراء و اينها.

بنده يك وقتى به يك مناسبتى در يك صحبت عمومى عرض كردم به مردم كه قرآن كريم ميفرمايد: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خيراً»؛(3) یعنی وقتى افك(4) را شنيديد چرا به همديگر حسن‌ظن نداشتيد؟ يعنى از اول رد كنيد افك را. [اگر] آمدند به يك نفرى تهمت زدند، يك چيزى را گفتند - حالا يا با عنوان تهمت يا به عنوان غيبت - چرا قبول ميكنيد؟ ببينيد اين كلمه‌ى لولاى تحذيريه در قرآن و در كلام عرب خيلى معناى وسيعى دارد، فقط معنايش «چرا» نيست، كه ما بگوئيم چرا اين كار را نكردى. چراى با تأكيد است. يعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» اين است؛ تحذيريه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خيراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نيك نداريد، چرا به هم حسن‌ظن نداريد. تا فوراً كسى آمد، شما بگوئيد بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت يقين آن را بداند و نقل بكند. اين درست نيست، اين ممنوع است. اين چيزى كه امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چيزهائى است كه بايست از همين ادله‌ى غيبت بفهميم كه درست نيست؛ اين وضعى كه وجود دارد درست نيست. البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحيح اينقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز يك جريان صحيح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جريانهاى باطلى هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق ميخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكى نيست. آدمهائى هم در رأس اين جريانات هستند. چه لزومى دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاى آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هيچ نيازى به غيبت كردن نيست كه آدم بگويد حالا ما براى اصلاح مثلاً غيبت ميكنيم.

بنابراين به نظر من همين ادله‌اى كه در باب غيبت خوانديم، اين تمام المراد را به ما نشان ميدهد؛ يعنى واقعاً همانى كه بايد بفهميم از شرع مقدس همين را انسان ميفهمد و تشخيص ميدهد. بايد بر طبق همين هم عمل كرد."

1) معنی غیبت، تعریف غیبت
2) تا چه رسد به
3) سوره‌ی نور، آیه 12
4) تهمت، افترا، نسبت ناروا
 
 
 
 
تنها بخشی از پیام های بیانات معظم له:
 
۱- در مسائل مختلف مخصوصاً سیاسی، خودمان اجتهاد رأی نکنیم. ما حق نداریم خودمان بشویم مجتهد و برای هر عمل نادرستی که می خواهیم مرتکب شویم، خود فتوا صادر کنیم و به بهانه ی حفظ نظام، اخلاق و احکام شرع را به مذبح مصلحت ببریم.

۲- رهبری در این جا دقیقاً به وبلاگ اشاره می کنند؛ نه سایت، نه خبرگزاری، دقیقاً لفظ وبلاگ را به کار می برند! آیا با تمام این تفاسیر می توان مصداق عینی این سخنان را جز قضیه ی اخیری که حسین قدیانی، وبلاگ نویس معروف پیش آورد، دانست؟!

۳- نظر رهبری آن قدر در این باره شدید و جدی است که خواندن و شنیدن را برابر هم می دانند و به عبارتی گویا نظرشان این است که اگر شخصی، با علم به موهن بودن، مطالب هتاکانه و حاوی تهمت را مطالعه کند، نقش کسی را دارد که به غیبت گوش داده و در نتیجه او نیز مرتکب گناه شده است.

 

پانوشت:
 
۱- یادم نمی رود وقتی اولین بار حسین قدیانی برای سخنرانی به دانشگاه تهران آمده بود چه گفت. خرداد ماه بود. یکی از خواهران حاضر در جلسه از وی پرسید: "آیا قبول دارین که آقا در ۱۴ خرداد خطاب به شما اون جمله هارو گفتن و شما گاهی خیلی تند و توهین آمیز می نویسین؟" وی هم با اعتماد به نفس گفت: "دوربین ها رو خاموش کنین. خاموش کنین می خوام یه چیزی بگم." بعد خاطره ای را تعریف کرد که گویا با یک واسطه از کسی شنیده بود. لب کلام خاطره این بود که رهبری هنگامی که یکی از تندترین و هتاکانه ترین یادداشت های قدیانی را می خوانده اند، جلوی صورتشان را گرفته بودند و می خندیدند و از شدت خنده شانه هایشان می لرزیده!!! من که همان موقع هم باورم نشد. با این سخنان اخیر رهبری که مطمئن شدم این خاطره صحت نداشته است. البته شاید هم داشتند به حال وی گریه و از خدا طلب مغفرت برایش می کردند!
۲- دیروز خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) اعلام کرد که علیرضا دبیر به اضافه ی آقایان احمد مسجد جامعی و محمد علی نجفی و خانم معصومه ابتکار با انتخاب نام ۹ دی برای یکی از معابر تهران مخالفت کرده اند. علیرضا دبیر دیروز اعلام کرد که این خبر کذب محض بوده و وی جرء ۱۰ نفر عضو شورای شهر تهران بوده که به این طرح رأی موافق داده اند.
۳- یک هفته ای است که مجموعه ی «مرگ تدریجی یک رؤیا» مجدداً در حال پخش است. معمولاً مجموعه ها را دنبال نمی کنم، جز در مواقع خاص. ۴ سال پیش که برای اولین بار از شبکه ی دوم پخش می شد اصلاً دنبال نمی کردم. نمی دانم چرا؛ شاید از تدوین مجموعه بدم می آید، شاید هم از پولاد کیمیایی. به هر حال حالا که برای اولین بار و با دقت نگاه کردم، فهمیدم که بسیار آموزنده است. اگر وقت کردید حتماً ببنید. البته دیروقت پخش می شود؛ حدوداً ساعت ۱۲:۳۰ از شبکه ی ۱ سیما. 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۸ساعت 11:47  توسط احسان رستگار   |