منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

رئیس دولت، منشی دولت یا سخنگوی دولت؟!

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم


رمضان بر مهمانان خدا مبارک! یادداشت زیر، قسمتی از جملات آقای احمدی نژاد در ۲۰ مرداد ۸۹ است که در دفاع از سخنان آقای مشایی در همایش ایرانیان خارج از کشور (در ۱۱ مرداد) پیرامون مکتب ایران و اسلام ذکر شد. قسمت های قرمز رنگ، نظرات ضمنی بنده است و مابقی سخنان آقای احمدی نژاد.

بسياری از مطالب حتی از حوزه‌ ی نقد خارج می ‌شود، ولی ما جواب نمی ‌دهيم. فضا بايد باز باشد. حرف دولت يک حرف بيشتر نيست و آقای مشايی نيز اين حرف را می ‌زند، البته با يک ادبيات متفاوت. [جدی؟! پس چرا آقای ثمره ی هاشمی، دوشنبه در برنامه ی صبح به خیر ایران، گفتند: " نظر بنده یا نظر آقای مشایی نظر دولت نیست که! "]

ملی ‌گراترين ملی ‌گرايان واقعی در ايران خداپرستان هستند و كسانی كه ايران را در خدمت اسلام می ‌دانند و در اين راه فداكاری مي‌كنند. [عجب!!! چه تعریف زیبایی! تا الآن فکر می کردیم ملی گرا یعنی ملی گرا! حالا فهمیدیم که ملی گرا یعنی اسلام گرا! راستی حواستان باشد! اگر روزی « اسف.مشا » ازحقوق هم جنس گرایان حمایت کرد، خدای ناکرده یک وقت نیایید بگویید هم جنس گرا همان انسان گراست ها! باشه؟!] 

می یبينم يک عده نشستند، آماده هستند و مي‌خواهند وصله به دولت بچسبانند [حتیاجی نیست که در این اوضاع کنونی، کسی به دولت وصله ای بزند. فقط باید کمی دقت کرد تا وصله ها را پیدا کنیم.] و منتظر هستند تا يك كلمه را بگيرند و اقدام كنند. [اگر ناراحتید از این بعد چند کلمه را می گیرند و اقدام می کنند. یک کلمه را می گیرند، اوضاع می شود این؛ اگر چند کلمه یا چند جمله را بگیرند که مصیبت می شود!] من نيز گفتم كه ايران يک مكتب است [اتفاقاً ما هم لب کلام انتقاداتمان همین بود که شما و آقای مشایی نداریم! حرف آقای مشایی، حرف شماست.]، ايران اكنون يک جغرافيا نيست، ايران يک فرهنگ و تمدن است، خيلي از ملت‌ها از پيشرفت‌ های ملت ايران خوشحال می شوند. ايران جهانی است و اين نقش تاريخي ايران است و هر كدام از اعضاء دولت به زبانی اين حقيقت را مطرح می‌ كنند. اين تقدير از اسلام و مجاهدت ملت ايران و تذكر به مسئوليت ‌هاست همه دولت يک حرف بيشتر ندارند و يک سخن را مي‌گويند.

احمدی نژاد تاكيد كرد: اين دولت دينی ترين دولت بعد از انقلاب بوده است[ما تا الآن فکر می کردیم که دیگران باید بگویند دولت دینی ترین است یا خیر! دینی آن است که خود ببوید، نه آن که احمدی بگوید!]. من با قاطعيت مي‌گويم ؛ اعضای دولت بالاترين فداكاری ها را برای خدمت به مردم و اسلام ناب كرده‌اند [تازه آقای مشایی سابقه ی فداکاری برای مردم اسرائیل را نیز در کارنامه ی گلگون خود دارند!] اين دولت در داخل و خارج از كشور از بالاترين سطح ادبيات دينی استفاده كرده است و حرف دولت يک چيز است و پای آرمان‌های الهی ايستاده‌ايم و افتخار می ‌كنيم كه ايرانی هستيم و در جايی هستيم كه كانون انديشه و فرهنگ اسلامی است و در خدمت ملتی هستيم كه در گسترش اسلام و فرهنگ انسانيت نقش بسيار اثرگذاری داشته است، اين افتخارآميز است.

 اگر كسانی نقدی دارند و معتقدند كه اين سخن اشتباه است از آقای مشايی دعوت كنند با ايشان صحبت كنند، حتي مناظره كنند، بحث كنند چرا دعوا؟

مناظره؟! آن هم با آقای مشایی؟! آقای مشایی اصلاً جرأت مناظره دارد؟ شب ۱۹ بهمن ۸۸ که آقای سلیمی نمین مهمان برنامه ی سیاست ایرانی شبکه ی ۴ بود، آقای مشایی آمد؟ یا وقتی آقای سلیمی نمین رفت آمد؟ تازه وقتی آمد چه گفت؟! فرمودند: یک دین بیشتر نداریم اما این دینی که در قرآن داریم منظور همین دین پیامبر بزرگوار اسلام نیست.]

وي خاطرنشان كرد: نبايد به گونه‌ای رفتار كنند كه به صفوف ملت كه به هم پيوسته است، خدشه‌ای وارد شود و مساله كسانی كه بايد از سوی ملت طرد شوند و شده‌اند و عليه ملت قيام كرده‌اند را كنار بگذارند و منتظر باشند از گوشه و كنار دولت كلمه‌ای پيدا كنند و شروع كنند به بحث كردن بر روی كلمه و بحث را به جايی ببرند كه بگويند اين دولت كافر است.

رييس‌جمهور ادامه داد: من از آقای مشايی نيز می ‌خواهم كه در جمع‌هايي كه انتقادی به صحبت‌های ايشان است، حضور پيدا كنند، صحبت كنند تا مسائل و حرف‌ها روشن شود. ملت ايران آگاه است، به صحبت‌ها گوش مي‌دهد و انتخاب مي‌كند. اين مسائل بايد در دانشگاه‌ها به بحث گذاشته شود. از سوي دولت افرادي مي‌روند، همچنين آقاي مشايي مي‌رود تا در اين مناظره‌ها شركت كند و اين مناظره‌ها بر پا شود براي كشف حقيقت نه محكوم كردن ديگران.

مشکل این جاست که دعوای فکری با کسانی است که جایگاهشان فکری است نه با کسی که جایگاهش فقط سیاسی است و اصلاً صاحب نظر و اندیشمند نیست. شخصی که رئیس دفتر رئیس جمهور است، جایگاه فکری ندارد؛ او رسماً یک شخصیت سیاسی است. رئیس دفتر عملاً، وظیفه و اختیاری فراتر از منشی گری رئیس جمهور ندارد. اصولاً آقای مشایی باید فقط منشی آقای احمدی نژاد می بود و نه بیشتر. 

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌كه عده‌اي معتقدند مشايي چون مسووليت اجرايي دارد، نبايد در بحث‌هاي نظري و انديشه‌اي وارد شوند، گفت: چرا نبايد دولت به بحث‌هاي نظري وارد شود، اجرا بدون تئوري معنا ندارد، اين‌كه دولت مباني فكري دارد و بايد اين مباني فكري خود را مطرح كند و ديگران نيز اگر نقدي دارند نقد خود را مطرح كنند، ولي نبايد مسائل را به مرز كفر و ايمان كشاند، بايد به صحبت‌ها گوش داد، آيا نبايد رييس‌جمهور راجع‌ به مسائل نظري عقيده‌اش را مطرح و بحث كند. پس چه كسي بحث كند؟ نمي‌گويم ديگران بحث نكنند، ديگران نيز بايد عقايد‌شان را مطرح كنند، ولي دولت نيز بر اساس پايه نظري كشور را اداره مي‌كند و بايد نظراتش را بگويد. وقتي كه ما بحث مديريت جهاني و يا عدالت را مطرح مي‌كنيم بر اساس يك نظريه مطرح مي‌كنيم و نظريه داريم، ديگران نيز نظر بدهند اشكالي ندارد. اين‌كه بگوييم مديران فقط اجرا كنند و نظر ندهند درست نيست. مديريت اجرايي در عين حال كه مغز برنامه‌ريزي و اداره كشور است، بايد همراه با تفكر و انديشه باشد، دولت بايد تئوري داشته باشد و مديران جامعه نيز بايد جزو عالم‌ترين افراد جامعه باشند. [اول شما همان اصولی را که قانون اساسی به عهده ی شما گذاشه انجام دهید، قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی را عمل کنید، سپس همگی بنشینید و فلسفه ی مشا را بسط دهید. راستی! یعنی الآن آقای مشایی جزو عالم ترین افراد جامعه هستند؟! بهتر بود می گفتید که آقای مشایی عالم ترین فرد دولت است نه جامعه؛ چون در این حالت به راحتی می شد این جمله را تحلیل کرد که البته منطقی هم به نظر می رسید. راستی آقای احمدی نژاد! به نظر من روی این نظریه کار کنید: هر کس ریاضت نداند، به بهشت نمی رود!]

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۵/۲۲ساعت 12:38  توسط احسان رستگار   |