منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

واکاوی یک اتفاق/یک بغل کردن ساده؛ صرفاً جهت التیام

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم


مطلب زیر در صفحه ی 6 شماره ی ششم نشریه ی دانشجویی نسیم اعتدال منتشر شده و کاریکاتور نیز اختصاصاً برای این نشریه تصویرگری شده است. لطفاً در صورت استفاده از کاریکاتور یا مطلب، منبع آن یعنی «نشریه ی دانشجویی نسیم اعتدال» را ذکر فرمایید.



متن کاریکاتور سمت راست:
مادر چاوز: محمود بوی هوگومو می دی!
احمدی نژاد: آخه عطر هوگو باس زدم! مادر من چرا منو تو این موقعیت قرار دادیت؟!
مادر چاوز: انما الاعمال بالنیات. بعدش هم من در اسلام عجوزه محسوب می شم. فقط یه کم خوب موندم.
احمدی نژاد: ما شاء الله! چه مسلطیت! پس فهمیدم هوگو رو کی مسلمون کرده!

1- هوگو چاوز مرد. هوگو یک بوس کوچولو! هوگو یک مرد گنده! چاوز یک قهرمان بزرگ! هوگو یک اسطوره ی فراموش نشدنی! چاوز نماد مبارزه ی آمریکای لاتین با استکبار جهانی! فقط مرگ هوگو را از پای درآورد نه هیچ ابرقدرتی! این ها هیچ یک جملات تعجب برانگیزی نبودند؛ ولی داستان آن جا عجیب شد که آقای رئیس جمهور در پیام تسلیت، القابی به هوگو چاوز نسبت دادند که لحظه ای او را با مشایی اشتباه گرفتیم. البته حائز اهمیت است که اگر مشایی بود، چه القابی در پیام تسلیت و وداع، نثار او می شد که به آن نیز خواهیم پرداخت.

2- اولین نکته، بحث شهادت چاوز است. در این باره بهتر است فقها و مراجع عظام تقلید اعلان موضع کنند و اگر ما هم وارد این وادی شویم، مانند برخی مهندسان و دکترهای مسئول کشور، دچار سراب می شویم. ولی شاید بتوان پرسید که هوگو چاوز شهیدتر است یا آبراهام لینکلن؟ چاوز آمریکاستیز بود یا آبراهام لینکلن رئیس جمهور فقید آمریکا؟ حالا مگر هر کس آمریکاستیز باشد شهید محسوب می شود؟ چگونه ممکن است ما پیامبر اکرم (ص) را که به عقیده ی برخی مورخان با زهری تدریجی و خاص طی مدتی طولانی اندک اندک مسموم و به شهادت رسیدند را قطعی ندانیم، ولی مرگ هوگو چاوز را به دلیل ابتلا به سرطان شهادت بنامیم؟!

3- این که بهمن شریف زاده در صفحه ی شخصی اش می نویسد چاوز را بسیجی واقعی زمان می نامد چه علتی می تواند داشته باشد؟ الف) دیگران بسیجی های مجازی زمانند. ب) هوگو چاوز بسیجی واقعی است چون واقعاً چفیه می انداخت. پ) بسیجی یک لقب افتخاری است که مسئولان دولتی می توانند به هر مقامی به صورت سوغاتی اعطا کنند؛ مانند شوالیه.

4- اگر خاتمی حق داشته آبراهام لینکلن را در دوران ریاست جمهوری اش شهید آبراهام لینکلن بنامد، احمدی نژاد هم مسلمش است که هوگو چاوز را شهید بنامد. به هر حال این دوران رو به افول است و بنا بر منوال گذشته رئیس جمهور باید از نهایت اختیاراتش استفاده کند.

5- چطور خاتمی می تواند به ایتالیا برود و با صفی از خانم ها دست بدهد، بعد رئیس جمهور پس از این همه خودداری از مصافحه با خانم های اهل کتاب در سفرها و کشورهای مختلف، بدون این که حتی یک بار خطا در این زمینه ها، به ریاست جمهوری اش پایان دهد؟ پس این حق مسلم رئیس جمهور است فقط حیف که الآن دیگر مرجعی نیست که به نفع احمدی نژاد فتوای سفارشی بدهد که مثلاً اگر شما رئیس جمهور بودید و مثلاً بات کشوری روابطی بسیار حسنه داشتید و مثلاً رئیس جمهور آن کشور رویکردی آمریکا ستیزانه داشت و مثلاً سرطان گرفت و مثلاً مرد و مثلاً شما دل در دلتان نبود که وی را برای بار آخر ببینید و مثلاً خیلی اندوهناک بودید و مثلاً وقتی در مراسم تدفین او حاضر شدید، مادرش را دیدید که بسی از فراغ فرزند رشیدش بی تابی می کند و شما راپسر خود می داند و مثلاً شما هم وی را مادر خود و یا در بدترین حالت مادر دوست خود می دانید، اگر او را در آغوش بکشید تا تسکیل یابد و آلامش التیام یابد، این کار بلامانع است. البته اگر سن مادر بالای 60 سال باشد و آن مادر دلش واقعاً برای شما تنگ شده باشد و شما شخصیتی شده باشید که دیگر فقط به خودتان متعلق نیستید.

6- عده ای این قدر املند که نمی فهمند رئیس جمهور کلی آبرو به جا کرده که مادر چاوز را با نوازشش و گرفتن دستش، گویی یک ملت را التیام بخشیده و اکنون احمدی نژاد یا بهتر است بگوییم ملت ایران به عنوان عناصر التیام بخش ونزوئلا شناخته می شوند! [به به! عجب مزخرفاتی!] وی باید از این رئیس جمهور فهیم و موقعیت سنج و فرصت طلب ممنون باشیم که نگذاشت این افتخار نصیب کس دیگری شود و به همه ی جهان نشان داد که ملت ایران عاشق صلح و دوستی و عشق و صفاست و از جنگ بیزار است و بسیار مهربان و دلسوز است و اصلاً عقب مانده نیست!!! [این ها دقیقاً چه ربطی به بغل کردن مادر چاوز داشت؟! نمی دانم! ولی به هر حال برخی چنین نظری دارند! آفرین!]

7- به قول انسان های متجدد و با کلاس، هر جامعه ای، مقتضیات خاص خودش را دارد و آقای احمدی نژاد با این حرکت در حد یک جنتل منگ ظاهر شد! مردی که می خواهد همه ی دردها را فرونشاند، حتی اگر آماج حملات قرار گیرد! وای! آه! خدای من! چه قهرمانانه! چه اسطوره ای! چقدر جنننتل منگ!

8- واقعاً باید به چنین رئیس جمهوری افتخار کرد که هم کت و شلوار می پوشد، هم به زیبایی اش اهمیت می دهد و بوتاکس می کند، هم امل نیست، هم می خواهد تمام دنیا را در آغوش بگیرد تا شاید دردهای آنان را فرونشاند و خلاصه متعلق به خودش نیست و یکی است و یک پدیده است و هیچ حد و مرز و خط قرمزی در التیام بخشی و فداکاری و همدردی جلودارش نیست؛ حتی نظرات امل هایی مثل ما که می گوییم تو که خیلی دلسوزی، کاش زنت را می فرستادی مادر چاوز را بغل کند!

9- این اقدام را اصلاً نمی توان یک اقدام شتاب زده در نظر گرفت؛ مخصوصاً پیرو آن پیغام عجیب و غریب تسلیت و همدردی عمیییق با مردم ونزوئلا. به نظر احمدی نژاد با این عملش، خواسته به طیفی از طرفدارانش بگوید که "بیشین بینیم بااا! شماها دیگه خیلی عقب مونده این! این چیزا که اشکل مشکل نداره! آبو بریزین اون جایی که می سوزه! انصافاً اگه به این حرکت از 20 کم تر بدین بی انصافی کردین دم عیدی! اصلاً همینی که هست می خوام ببینم که چی می گه؟!"

10- در تعمد و اصرار انجام این حرکت رئیس جمهور در فیلم کوتاهی که منتشر شد نیز نکته ای جلب توجه می کند و آن تذکر آقای میر تاج الدینی چه کلاماً و چه با حرکت دست است که قاعدتاً اگر بنا بود تلنگر یا تذکری آقای احمدی نژاد را از این کار منصرف می کرد، در همان اندازه کافی بود.

11- در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، این چنین حرکاتی عجیب نبود که نمونه ی مشابه آن فیلم معروف دست دادن وی با زنان اینالیایی بود که در زمان خود بسیار جنجال آفرین شد یا عکس های مختلف ایشان با بازیگران و خانم های بد حجاب و بی حجاب که معمولاً بسیاری ملاحظات در آن رعایت نمی شد. اما نکته این جاست که برخورد گروه های حزب اللهی و بدنه ی مخالف ایشان در جامعه، پیرو آن حرکات ایشان صریحاً اعتراض خود را اعلام می داشتند، در حالی که اگر با اتفاقی که آقای احمدی نژاد در ونزوئلا با مادر هوگو چاوز رقم زد، خیلی شدیدتر محسوب می شد. اگر خاتمی بازوی یک خانم چادری را روی سن ودر حضور هزاران نفر فشرد و اگر عکسی مانند عکس بالاو موارد مشابه از وی رسانه ای شد، احمدی نژاد مادر هوگو چاوز را در آغوش گرفت که همه را غافلگیر کرد.

اگر از خاتمی چنین حرکتی سر می زد شاید هیچ یک از ما متعحب نمی شدیم، ولی احمدی نژادی که هیچ گاه حتی با خانم ها و سیاست مداران دست نمی داد و رویکرد بسیار مثبت از طریق احترام گذاشتن بدون لمس آنان اتخاذ می کرد، این سؤال را در اذهان ثبت کرد که چرا این بار این قدر راحت علی رغم تذکرات میر تاج الدینی، دست به چنین رفتاری زد. شاید ریشه ی این عمل هم در پیغام فرستادن به طیف طرفدار خاتمی باشد با این مضمون که ای طرفداران خاتمی! اگر او با خانم های ایتالیایی عکس می انداخت و در مواردی چسبیده به خانم ها می ایستاد (از جمله عکسی که عیناً کاریکاتور از روی آن طراحی شد) ، من یک خانم را بغل می کنم و صورتم را در کنار صورتش قرار می دهم! هرچند نه دلیل محبوبیت خاتمی فقط این دست اقداماتش بوده و نه این عمل احمدی نژاد، محبوبیتش را کن فیکون می کند؛ ولی متأسفانه قشری هستند که دیدگاهی سطحی دارند و ممکن است حتی با دیدن چنین رفتاری، طرفدار یک شخص شوند و این واقعیتی است تلخ!



برچسب‌ها: کاریکاتور محمود احمدی نژاد با مادر هوگو چاوز, محمود احمدی نژاد, عکس احمدی نژاد با مادر چاوز
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۱ساعت 23:59  توسط احسان رستگار   |