منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

میرحسین قدیانی؟!

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

 

هفته ی پیش در حال صحبت با دوستان، در دفتر بسیج دانشکده بودیم که بحث وبلاگ آقای حسین قدیانی شد. همان طور که بسیاری دوستان می دانند، داستان از این قرار است که آقای قدیانی به دلیل خلاف شرع و نامربوط دانستن بعضی از تبلیغات بلاگفا، مدیر این سامانه ی وبلاگ نویسی را تهدید کرده بود که اگر این تبلیغات را حذف نکند، نه تنها بلاگفا را از وجود وبلاگ پرمخاطب « قطعه ی 26 » محروم کرده، بلکه با هماهنگی های صورت گرفته با قوه ی قضائیه، دامنه ی بلاگفا را بالکل از اینترنت حذف خواهد نمود.

با دوستان که بحث می کردیم، من گفتم:  " آن تبلیغات را که البته بنده شخصاً ندیده ام [ولی دوستان گفتند ما دیده ایم و بنده هم قبول کردم]، ولی اگر هم چنین بوده، ایشان باید پیش از ورودش به بلاگفا، این مسأله را پیگیری می کرد و به نتیجه ای که می خواست، می رساند (حال چه این خواسته حذف بعضی تبلیغات بلاگفا بود، چه تعطیلی بلاگفا، چه تعطیلی اینترنت، چه حذف کلیه ی سایت ها و یا هر خواسته ی دیگری). "

بعد دوستان گفتند اتفاقاً یکی از وبلاگ نویس ها نیز چنین جوابی به آقای قدیانی داده است. من گفتم: " به این ترتیب که ایشان عمل کرده، قضیه لج بازی و نوعی قدرت نمایی به نظر می رسد. به هر حال خیلی جالب است. دوست دارم آقای قدیانی و مدیر بلاگفا (آقای شیرازی)، هیچ کدام کوتاه نیایند، تا ببینیم واقعاً آقای قدیانی می تواند حرفی را که زده عملی کند؟!!! (البته همان جا پیش بینی کردم که) به نظر من هیچ کاری نمی تواند بکند؛ نه بلاگفا تعطیل می شود و نه تبلیغاتش حذف. یا آقای قدیانی خواسته مدیر بلاگفا را بترساند و یا در جریان پیچیدگی و عواقب حذف چنین سامانه ی پرمخاطبی ندارد [و جالب این بود که آقای قدیانی، با اعتماد به نفسی کاذب، چنان بلاگفا را از نبود وبلاگ می ترساند، که گویی قرار است با رفتن آقای قدیانی از بلاگفا، بلاگفا از هستی ساقط شود]. "

تا این که ۲۰ اردیبهشت بود که در وبلاگ یکی از دوستان (امیرحسین ثابتی)، خواندم وبلاگ حسین قدیانی هک شده است؟! گویا شخصی وبلاگ ایشان را هک و یادداشت های انتهایی ایشان، مربوط به تهدیدات بلاگفا را نیز حذف کرده است. البته همین دیروز، یکشنبه، ایشان با قولی بسیار لیّن در وبلاگشان فرموده بودند: " به نام خدايي كه صداقت را آفريد. عده اي از دوستان زحمت كشيدند و رمز عبورم را از مديران بلاگفا گرفتند. به همه دوستان عرض مي كنم نشاني سايت قطعه 26 "ghadiany.com" مي باشد. والسلام. " یاد آن ضرب المثل افتادم که « طرف را به ده راه نمی دادند، سراغ خانه ی کدخدا را می گرفت! »؛ وبلاگ خودش را هک می کنند، بعد می خواهد کل بلاگفا را بدهد ببندند! راستش را بخواهید یاد ضرب المثل « تا نباشد چوب تر، فرمان نگیرد ... » نیز افتادم. تا شنبه، که سایت آقای قدیانی افتتاح شد، یادداشت های ایشان در وبلاگ امیرحسین قرار می گرفت. البته ما نفهیمیدم آن قرار و مدارها و رایزنی ها با مقامات عالی رتبه ی قوه ی قضائیه به کجا رسید. یا این که ایشان بسیار مجدانه قصد داشت برای رفع مشکلات تبلیغات بلاگفا، به خدمت مقام معظم رهبری برسد(!؟!).

امشب به این فکر می کردم که چقدر می تواند شباهت باشد بین افرادی با دیدگاه های متفاوت و حتی مقابل هم، وقتی بحث منافع و امیال شخصی به میان می آید. آقای موسوی قانون اساسی را پذیرفت و بر اساس همان و با تأیید شورای نگهبان، وارد انتخابات شد و سپس آن را نامشروع خواند، آقای قدیانی نیز با فشار دادن دکمه ی « قبول قوانین سایت و ایجاد وبلاگ » وبلاگ قطعه ی 26 را ساخت و سپس بلاگفا را تهدید به حذف کرد!

یاد آن جمله ی معروف افتادم که مدام به آقای موسوی گفته می شد: اگر قاعده ی بازی را قبول نداشتی، پس چرا وارد آن شدی؟ اگر قانون اساسی و شورای نگهبان را قبول نداشتی، پس چرا با تأیید شدن توسط همین شورای نگهبان و با پذیدفتن همین قانون اساسی، نامزد انتخابات شدی؟

و حال به آقای قدیانی باید گفت: اگر قوانین بلاگفا را قبول نداشتی، پس چرا آن دکمه ی تأیید را فشار دادی؟ اگر بلاگفا تبلیغات دون شأن فضای مقدس وبلاگ شما می کرد، پس اصلاً چرا وارد این فضای آلوده شدی؟ به نظر شما، حال باید بگوییم حسین قدیانی، یا میرحسین قدیانی؟

و به این نتیجه رسیدم که « یک بام و دو هوا »، « مرگ خوب است، ولی برای همسایه »، « رطب خورده، منع رطب چون کند؟ » و بسیاری ضرب المثال های زیبای دیگر، حکایت حال آقای قدیانی است.

لازم به ذکر است که علیرضا شیرازی، در تاریخ پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت امسال، بازداشت و فردای آن روز، موقتاً و با قید وثیقه آزاد شده است. حال این که این ماجرا چقدر با ماجرای تهدیدهای آقای قدیانی و هک شدن وبلاگ ایشان در ارتباط است، خدا می داند!  ماجرای بازداشت شیرازی از زبان خودش + تکمیلی

 

خدایا چنان کن سرانجام کار               تو خشنود باشی و ما رستگار

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۲۷ساعت 7:57  توسط احسان رستگار   |