منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

تعویض تریبون از مشایی به احمدی نژاد؛ تبیین اومانیزم در مکتب ایرانی

 

شفاف، احسان رستگار؛ طی حدود یک ماه اخیر، نماد جریان انحرافی سکوت مصلحتی اختیار کرده و در محافل و پستو‌ها اظهار نظر می‌کند. از آنجا که دولت به انحراف افکار عمومی از سوی خود به سمت مسائل فرعی و انحرافی عادت کرده و از آن برای فرافکنی عملکرد ضعیف خود استفاده می‌کند؛ نقش قبلی مشایی که ایجاد جنجال و طرح مفاهیم بدعت گذارانه بوده، در حال انتقال به رئیس جمهور است.



رئیس جمهور امروز چهارشنبه در دومین جشنواره و نمایشگاه علم تا عمل که در محل مصلی تهران برگزار شد با صحبت‌هایی کلی در مورد علم و جایگاه آن در ایران و موضوعات مربوطه با جشنواره علم تا عمل، به اظهار نظراتی در مورد انسان، جایگاه آن در نظام آفرینش و مسائل غیر مرتبط با حوزه اجرایی و علمی پرداخت. اگرچه این نحوهٔ سخنرانی احمدی‌نژاد پدیدهٔ نوظهوری نیست، ولی با کم کار شدن مشایی در سخنرانی‌های جنجالی و غیبت در رسانه‌ها، حساسیت این موضوع را دوچندان می‌کند که آیا احمدی‌نژاد خودش می‌خواهد نقش قبلی مشایی را بیش از پیش یدک بکشد؟

رئیس جمهور در صحبت‌های امروزش، به موضوعاتی پرداخت که بر شائبهٔ گسترش مکتب انسان محوری (اومانیزم) به جای خدا محوری را در پندار، گفتار و رفتار دولت دهم، می‌افزاید. از جمله عوارض بیشماری که به طور کلی این رویکرد دولت به دنبال دارد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نامربوط بودن این گونه مسائل با دغدغه‌ها و مشکلات مبتلابه جامعه: هنگامی که رئیس جمهور یک کشور نطق می‌کند، گویی وی دارد بر اساس اولویت‌های نظام و مهم‌ترین دغدغه‌ها و خواسته‌های مردم آن کشور اظهار نظر می‌کند و وی بلندگوی دیدگاه‌ها و خواست ملت است. طبیعتاً هر چه رئیس جمهوری بیشتر به مسائلی هم چون انسان محوری به جای خدا محوری، و شعارمحوری به جای عمل گرایی بپردازد، در جهت عکس خواست مردم و صلاح مملکت حرکت کرده و در کوتاه مدت موجب نارضایتی مردم و در طولانی مدت موجبات رکود و تأخیر در پیشرفت کشور را به دنبال خواهد داشت.
    به نظر می‌رسد رئیس جمهور با این چنین سخنرانی در یک همایش علمی مربوط به مسائل اجرایی، قصد پرهیز از گزارش دادن، مشخص شدن عدم جهت گیری استراتژیک و فرار از مورد قضاوت قرار گرفتن پس از ۶ سال مدیریت دولت ایران را دارد؛ این رفتار رئیس جمهور و دولتی‌ها هرچند جدید نیست، اما با قرار گرفتن در کنار فرافکنی رسانه جریان رایحه خوش خدمت ۲ (پایداری) و انداختن مسئولیت‌های دولت بر گردن نهادهای غیر دولت، نمای جدیدی از این پازل سیاسی کامل می‌شود.
  • فرعی بودن این گونه مباحث: بدون شک تا کنون هیچ دولتی به اندازهٔ دو دولت احمدی‌نژاد داعیهٔ ولایت مداری و دفاع از ولایت و احیای گفتمان اصیل انقلاب را نداشته است. از طرفی تا کنون هیچ رئیس جمهوری سابقهٔ ایستادن تمام قدر در مقابل دو حکم حکومتی را در کارنامهٔ خود ندیده است. پیرو این سوابق، خیلی غیرمترقبه نیست که همین رئیس جمهور، در عملکرد و گفتارش نسبت به گفتمان رهبری بی‌تفاوت و نسبت به اعتماد مردم به وی بی‌وفا و فراموش کار باشد.
    مقام معظم رهبری بار‌ها در سخنرانی‌هایشان به اصلی-فرعی کردن مسائل اشاره کرده‌اند و گفته‌اند باید بر اساس اهمیت هر موضوع به آن پرداخت؛ با این حال درحالی که راس نظام تا به امروز توصیه به فرعی/اصلی نمودن و جدا کردن مسئله جریان انحرافی از کلیت دولت را داشت، اما گویی احمدی‌نژاد با گام گذاشتن در مسیر مشایی اصرار به اصلی کردن مسئله انحراف دولت دارد.
  • بطلان و بیگانگی این گونه مفاهیم با مفاهیم اسلامی: هرچه در سخنرانی‌های رئیس جمهور و به طور مصداقی سخنرانی اخیر وی بیشتر دقیق می‌شویم، بیشتر متوجه یکسانی گفتمان مشایی و گفتمان احمدی‌نژاد می‌شویم. به عبارت دیگر معمولاً مشایی در حال صحبت از زیان احمدی‌نژاد است و به نوعی احمدی‌نژاد دریچه‌ای است با صدای رسا‌تر از گفتمان مشایی. در این سخنرانی تأکید بیش از حد رئیس جمهور بر کلید واژهٔ انسان و رنگ باختن اسلام و خدا و بی‌جایگاه بودن اسلام در مقابل آن، پیامی جز تبلیغ و تبیین اومانیزم انسان محوری) ندارد. احمدی‌نژاد در حالی در سخنرانی خود، دایم از محوریت انسان و بشریت در خلقت الهی و هستی می‌گوید، اما سخنی از اهمیت هدف برای انسان نمی‌رود؛ یعنی در حالی که در مکتب اسلام اصیل، خلقت انسان امری هدف دار است که انسان می‌بایست به سمت آن هدف رفته، اما رئیس جمهوری خدمت به نفس بشریت را هدف معرفی می‌کند.


بخشی از جملات وی در این سخنرانی به شرح ذیل است:

«رئیس جمهور در پایان با تاکید بر اینکه همه جهانیان اذعان دارند که اگر ایران را از فرهنگ و تمدن جهانی برداریم چیز قابل ذکری باقی نمی‌ماند، گفت: دست به دست هم دهیم و مسئولیت تاریخی خود را در جایگاه بالا در فناوری ایفا کنیم.»

آن قدر کلیدواژه‌ها و مفاهیم مکتب ایرانی –که معمولاً از زبان سرپرست جریان انحرافی می‌شنویم- در این بند عیان است، که توضیح و تفضیل زیادی نمی‌خواهد. مضاف بر اینکه‌نژاد پرستی و پان ایرانیسم هم طبق معمول در آن موج می‌زند که از بدعت‌های جدید گفتمان رئیس جمهور است. آن قدر ایران در این بند مهم انگاشته شده که گویی خداست؛ چرا و بنا بر کدام منطقی اگر فرهنگ و تمدن ایران نباشد، چیز قابل ذکری باقی نمی‌ماند؟ آیا فرهنگ اسلام بدون فرهنگ ایران نمی‌توانست پا به عرصهٔ گیتی بگذارد؟ گویی واقعاً در این گفتمان،‌‌ همان گونه که خداوند انسان را اشرف مخلوقات خلق کرده، ایرانیان را هم اشرف انسان‌ها خلق کرده است. اینکه ما ایرانی هستیم و ایرانیان انسان‌های بسیار نیکوسرشتی هستند و فرهنگ ما کهن و اصیل است و ما فرزندان آرش و سیاوش و کوروش و داریوش و مهوش و پریوش و امثالهم هستیم بدیهی است، اما در کنار تناقض این ادعا با ذات ضدنژادپرستی اسلام و مساوی دانستن انسان‌ها، نکتهٔ عجیب شبیه بودن این بر‌تر بینی نژادی با دیدگاه‌های نژادپرستانهٔ اندیشه‌های نازیسم و صهیونیسم است که قوت گرفتن آن می‌تواند کشور را به دره‌ای هولناک پیش برد.


پانوشت:

متن کامل سخنرانی رئیس جمهور در جشنواره و نمایشگاه «از علم تا عمل»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۱۶ساعت 18:53  توسط احسان رستگار   |