منتقد (نه مخالف)، مستقل (نه جناحی)

اطلاع رسانی و نقد مسائل سیاسی و هر آن چه مستقیماً و غیر مستقیم،سیاسی است؛از امروز،از دیروز و از فردا

خنده بازار و فراستی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در ایام عید برنامه ای پخش می شد با عنوان «خنده بازار» که محتوای آن شوخی با برنامه های پرطرفداری مانند «90»، «7» و امثالهم بود. از آن جا که شوخی با مضامین و افراد پرطرفدار، موجب جذب مخاطب می شود، این برنامه هم بسیار پرمخاطب شده بود. در همان روزها یکی از دوستان اصرار داشت که از آقای مسعود فراستی مصاحبه بگیرد و من هم شماره ی ایشان را از یکی از دوستان گرفتم و واسطه شدم. خلاصه در یکی از مکالمات به آقای فراستی گفتم: "راستی آقای فراستی! خنده بازار و می بینین؟ نظرتون در مورد اون شوخی هایی که با شما می کنن چیه؟" ایشون بلافاصله دو سه بار گفتند: "احمقانه است! احمقانه است!" من هم از آن جا که اصولاً اهل تعارف نیستم، شروع کردم به قهقهه زدن و گفتم: "پس خوشتون نیومده!" ایشان هم گفتند: "اصلاً ارزش نگاه کردن نداره!".

به نظرم حق با آقای فراستی بود. وقتی با دقت بیشتری به برنامه نگاه کردم، مخصوصاً بعد از آن که با اصغر فرهادی در خنده بازار شوخی شد، متوجه شدم که انصافاً خیلی این برنامه غرض ورزانه است. در آن برنامه فردی آمده بود با اسم اکبر فرشادی که همان اصغر فرهادی بود. منتظر بودم تا ببینم چه شوخی ای با شخصی هم چون فرهادی می کنند. اوج شوخی این بود که فیلم درباره ی الی او را درباره ی قلی نامیدند و او هم داستان درباره ی قلی را الهام گرفته از گم شدن دوستشان -که نامش قلی بوده- دانست. در انتهای آن قسمت برنامه ی 8 (طنز 7)، فراستی مانند شخصی عقب مانده و عقده ای نمایانده شد که چون نمی تواند فیلم بسازد، با نقد و له کردن دیگران، می خواهد خودش را مطرح کند. مخصوصاً وقتی سفارتی (همان فراستی) با حالتی پر از آه و حسرت به فرشادی می گوید: "برا منم یه فیلم نامه می نویسی؟" و فرشادی می گوید: "مگه تو هم می خوای فیلم بسازی؟" و سفارتی پاسخ می دهد: "آره یه تله می خوام بسازم. تله!" و سفارتی با حالتی تکبر آمیز به وی می گوید: "باشه یه نوآر دارم می دم بهت".

خلاصه عملاً فرهادی در این قسمت نه تنها مورد تمسخر قرار نمی گیرد، بلکه از وی تجلیل می شود، در حالی که فراستی با خاک یکسان شده و شخصیتی ذلیل و عقده ای از او معرفی می شود که چون دستش به فیلم ساختن نمی رسد، به فیلم های دیگران می گوید "پیف پیف، بو می ده". اگر قرار است با همه ی شخصیت ها شوخی شود، خب شوخی شود؛ اما این که محور برنامه ها در جهت تخریب چهره ی افرادی مانند فراستی و تجلیل از فرهادی ساخته شود، این منصفانه نیست. شاید نظرات تهیه کننده ی این برنامه، فرید شب خیز، در مورد امثال مسعود فراستی در لگدمال کردن این گونه ی او بی تأثیر نباشد. هرچند انصافاً از حرکات بدنی فراستی نمی توان گذشت و بهترین سوژه جهت ساختن طنز است، ولی این که افکار وی و انتقادهای محتوایی وی مورد تحقیر قرار گیرد، شائبه ی خصومت برخی از برنامه سازان و فیلم سازان اصطلاحاً روشن فکر را با فراستی تقویت می کند و به این ترتیب شاید نتوان فقط مسعود کیمیایی و گروهش و اصغر فرهادی را از دشمنان فراستی نامید.

امشب ساعت 22:15 از شبکه ی سه می توانید یکی از قسمت های جدید خنده بازار را ببینید.


پانوشت:

پوزش بنده را بابت تأخیر در به روز رسانی بپذیرید. ان شاء الله همین هفته یک یادداشت تحلیلی نسبتاً مفصل روی وبلاگ درج خواهم کرد.



بعد التّحریر:

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «آینده»

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «صراط»

همین یادداشت در سایت خبری-تحلیلی «الف»


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ساعت 14:27  توسط احسان رستگار   |